گر چه در باغ سر کوی تو ای گل خارم - ادبستان شعر پارسی % %

گر چه در باغ سر کوی تو ای گل خارم

سحاب اصفهانی – غزل شماره 252

گر چه در باغ سر کوی تو ای گل خارم

تا به کوی توام از باغ جنان بیزارم

ای که گفتی به چه کاری نگذشته است هنوز

در غمت کار من از کار ولی در کارم

هم علاج من بیمار تواند گر چه

چشم بیمار تو کرده است چنین بیمارم

شادمان هر شبی از کوچه ی او می آیم

تا ندانند که نبود به حریمش بارم

شد دل آزار تر از زاری بی حاصل دل

ای دل زار ز افغان تو در آزارم

ساغر باده چو گردید لبالب نگذاشت

لب بی توبه شود فارغ از استغفارم

می توانم نکنم در غم او ناله سحاب

خاصه با درد کم و حوصله ی بسیارم

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤