گفتم از وصلش علاج درد روزافزون کنم - ادبستان شعر پارسی % %

گفتم از وصلش علاج درد روزافزون کنم

سحاب اصفهانی – غزل شماره 253

گفتم از وصلش علاج درد روزافزون کنم

روز وصلش دردم افزون شد ندانم چون کنم

تا ز رنگ زرد من ظاهر نگردد درد من

روی خود از اشک گلگون هر زمان گلگون کنم

شمه ای از حسن یار و عشق خود یابم چو گوش

بر حدیث لیلی و افسانه ی مجنون کنم

خون شد از گردون دل من لیک دارم خویش را

شادمان تا زین سبب خون در دل گردون کنم

می توانم کرد کین غیر را از دل برون

گر توانم مهر جانان را ز دل بیرون کنم

می توان ز افسون پری را کرد با خود رام لیک

آن پری رامم نگردد گر هزار افسون کنم

از قد موزون نشاید کرد منع من سحاب

طبع من موزون و من ترک قد موزون کنم؟

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤