پوشد اگر نهان نه کنی در نقاب رخ - ادبستان شعر پارسی % %

پوشد اگر نهان نه کنی در نقاب رخ

سحاب اصفهانی – غزل شماره 104

پوشد اگر نهان نه کنی در نقاب رخ

از شرم آفتاب رخت آفتاب رخ

تا چیست جرم دل که به خونش بود مدام

او را نگار پنجه و ما را خضاب رخ

چون بی تو خواب رخ ننماید به چشم من

در چشم من چه گونه نمایی به خواب رخ

ما و تو را چو لاله بود سرخ رو ولیک

ما را ز خون دیده تو را از شراب سرخ

با جنگ او خوشم که به سوی من آورد

هنگام خشم روی و به گاه عتاب رخ

گرنه ز غیرت لب چون لعل ناب او

بهر چه شسته است به خون لعل ناب سرخ

چون بی حجاب جلوه کند ماه من بپوش

ای ماه از حجاب رخش در حجاب رخ

چشم “سحاب” همچو سحاب است اشکبار

پوشیده است تا مه من از سحاب رخ

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤