کاش اکنون که به کوی تو بود منزل من - ادبستان شعر پارسی % %

کاش اکنون که به کوی تو بود منزل من

سحاب اصفهانی – غزل شماره 271

کاش اکنون که به کوی تو بود منزل من

بود بر پای من این بند که دارد دل من

از پی رنجش ساعد به شهیدان ستم

دعوی آن است که در حشر کند قاتل من

در برم دل تپد از شوق خدنگت همه عمر

مگر آن روز که در خاک تپد بسمل من

در جهان شاید اگر نیست غمی زانکه به دهر

هر غمی بود سرشتند به آب و گل من

هست محرومی من باعث نومیدی غیر

به که از وصل تو حاصل نشود مشکل من

جان از آن مانده به تن تا که شود برخی او

گر قبولش فتد این تحفه ی ناقابل من

ریخت خونم به یکی زخم و مرا کشت سحاب

لیکن از آرزوی زخم دگر قاتل من

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤