ز روی پردگی ما چو پرده برگیرند - ادبستان شعر پارسی % %

ز روی پردگی ما چو پرده برگیرند

سحاب اصفهانی – غزل شماره 147

ز روی پردگی ما چو پرده برگیرند

به روی پرده نکویان پرده درگیرند

چنانم از ستمت کز پی تسلی خویش

بلاکشان تو از حال من خبر گیرند

به آب عفو بشو جرم عالمی ورنه

شراره ای که تر و خشک جمله در گیرند

گر این بود ره عشق تو سالکان طریق

سراغ منزل از این راه پر خطر گیرند

گرفتم اینکه توان بست دل به غیر تویی

کدام دل که توانند از تو برگیرند

هنوز تازه بود داستان عشق سحاب

هزار بار گر این قصه مختصر گیرند

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤