در خیال توبه افتاده است دل از باده‌ام

سحاب اصفهانی – غزل شماره 266

در خیال توبه افتاده است دل از باده‌ام

زین سبب از چشمت ای پیر مغان افتاده‌ام

خانه ی دل شد ز هر نقش و نگاری بی‌نیاز

با وجود نقش مهر آن نگار ساده‌ام

تا میان بندگی بستم به کوی می‌فروش

یافت آزادی ز هر قیدی دل آزاده‌ام

یک طرف رشک رقیبان یک طرف درد فراق

بهر مردن هر چه گردون خواست کرد آماده‌ام

تنگ شد بر دل فضای سینه بی‌او گر چه من

در به روی او بسی از دست خود بگشاده‌ام

سر هوای مقصدی دارد که هرگز کس ندید

گر چه پا در وادی عشقت همان ننهاده‌ام

تا به کیش عشق رو آورده‌ام شادم که نیست

فکر زنار و صلیب و سجه و سجاده‌ام

در بهای بوسه خواهد یار آنکه از سحاب

نقد جانی را که در آغاز عشقش داده‌ام

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها