کس ای نامهربان یاران جانی

سحاب اصفهانی – غزل شماره 304

کس ای نامهربان یاران جانی

کشد آنگه به جرم مهربانی

رقیبان را امین خویش دانی

ندانی ناید از گرگان شبانی

بدید از حلقه های زلف رویت

چنان کز ظلمت آب زندگانی

بهای بوسه جان گیرد، فروشد

متاع این چنین را رایگانی

خضر بوسیده آن لب ورنه آبی

نمی بخشد حیات جاودانی

چمان سوی چمن بلبل نیاید

که آمد در چمن باد خزانی

فزاید مهر من بی‌مهری او

مرا بی‌مهری او مهربانی

سحاب ایام پیری چون بود چون

چو پیری بگذرد عهد جوانی

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها