مقصود و مدعای من آمد جفای تو - ادبستان شعر پارسی % %

مقصود و مدعای من آمد جفای تو

سحاب اصفهانی – غزل شماره 286

مقصود و مدعای من آمد جفای تو

نبود رضای مدعی از مدعای تو

خضر و من از حیات ابد بهره یافتیم

او ز آب زندگی و من از خاک پای تو

در وصلت اشتداد به هجران تزاید است

ای درد عشق چیست ندانم دوای تو؟

رفتی و از پی ات من و خلقی، ولی ز ضعف

من از قفای خلقی و خلق از قفای تو

هم جان به لب رسیده ز دست وفای دل

هم دل به جان ز دست دل بی وفای تو

خلق خدای بر تو ز دست فغان من

در شکوه و ز دست تو من بر خدای تو

تیری فگنده بر تو و پیکان خود سحاب

بگذاشت در دلت که بود خونبهای تو

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤