جمشید بنده ی در دولتسرای ماست - ادبستان شعر پارسی % %

جمشید بنده ی در دولتسرای ماست

خواجوی کرمانی – غزل شماره 153

جمشید بنده ی در دولتسرای ماست

خورشید شمسه ی حرم کبریای ماست

جعد عروس ماهرخ حجله ی ظفر

گیسوی پرچم علم سدره سای ماست

آن اطلس سیه که شب تار نام اوست

تاری ز پرده ی در خلوتسرای ماست

کیوان که هست برهمن دیر شش دری

با آن علّو مرتبه مأمور رای ماست

گر زیردست ما بود آفاق دور نیست

کافلاک را چو درنگری زیر پای ماست

بنمای ملکتی که نباشد خلل پذیر

ور زانک هست مملکت دیر پای ماست

تا چتر ما همای هوای ممالک است

فرّ همای سایه ی پرّ همای ماست

ما تاج تارک خلفای زمانه ایم

وآیینه ی جمال خلافت لقای ماست

خورشید آتشین رخ گیتی فروز چرخ

عکسی ز جام خاطر گیتی نمای ماست

خواجو سزد که بنده ی درگاه ما بود

چون شاه هفت کشور گردون گدای ماست

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤