ما آزمودهایم در این شهر بخت خویش

حافظ-غزل شماره 291
ما آزمودهایم در این شهر بخت خویش
بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش
از بس که دست میگزم و آه میکشم
آتش زدم چو گل به تن لخت لخت خویش
دوشم ز بلبلی چه خوش آمد که میسرود
گل گوش پهن کرده ز شاخ درخت خویش
کای دل تو شاد باش که آن یار تندخو
بسیار تندروی نشیند ز بخت خویش
خواهی که سخت و سست جهان بر تو بگذرد
بگذر ز عهد سست و سخنهای سخت خویش
وقت است کز فراق تو وز سوز اندرون
آتش درافکنم به همه رخت و پخت خویش
ای حافظ ار مراد میسّر شدی مدام
جمشید نیز دور نماندی ز تخت خویش
معنی بیت های نخستین
۱. ما آزمودهایم در این شهر بخت خویش / بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش:
حافظ میگوید که ما در این شهر بخت خود را آزمودهایم و باید رخت خود را از این ورطه (گرداب) بیرون بکشیم. این بیت نشاندهندهی عشق و اشتیاق اوست.
۲. از بس که دست میگزم و آه میکشم / آتش زدم چو گل به تن لخت لخت خویش:
حافظ میگوید که از بس دست میگزد و آه میکشد، آتش به تن لخت لخت خود زده است. این بیت نشاندهندهی عشق و اشتیاق اوست.
۳. دوشم ز بلبلی چه خوش آمد که میسرود / گل گوش پهن کرده ز شاخ درخت خویش:
حافظ میگوید که دوش (شب گذشته) از بلبلی که میسرود خوش آمد، زیرا گل گوش پهن کرده بود از شاخ درخت خود. این بیت نشاندهندهی عشق و اشتیاق اوست.
۴. کای دل تو شاد باش که آن یار تندخو / بسیار تندروی نشیند ز بخت خویش:
حافظ میگوید که ای دل، شاد باش، زیرا آن یار تندخو بسیار تندروی (عجول) است و از بخت خود نمینشیند. این بیت نشاندهندهی عشق و اشتیاق اوست.
معنی بیت های پایانی
۵. خواهی که سخت و سست جهان بر تو بگذرد / بگذر ز عهد سست و سخنهای سخت خویش:
حافظ میگوید که اگر میخواهی سخت و سست جهان بر تو بگذرد، از عهد سست و سخنهای سخت خود بگذر. این بیت نشاندهندهی عشق و اشتیاق اوست.
۶. وقت است کز فراق تو وز سوز اندرون / آتش درافکنم به همه رخت و پخت خویش:
حافظ میگوید که وقت آن است که از فراق تو (معشوق) و سوز درون، آتش به همه رخت و پخت خود بیفکنم. این بیت نشاندهندهی عشق و اشتیاق اوست.
۷. ای حافظ ار مراد میسّر شدی مدام / جمشید نیز دور نماندی ز تخت خویش:
حافظ میگوید که ای حافظ، اگر مراد تو همیشه میسر میشد، جمشید نیز از تخت خود دور نمیماند. این بیت نشاندهندهی عشق و اشتیاق اوست.
تفسیر شعر
حافظ در این شعر از تجربههای تلخ و ناکامیهای خود در زندگی سخن میگوید و بیان میکند که در این شهر، بخت خود را آزموده و به این نتیجه رسیده است که باید از این شرایط دشوار رهایی یابد. او از درد و رنجی میگوید که مانند آتشی، وجودش را سوزانده است. حافظ با شنیدن آواز بلبل، امیدوار میشود که روزی یار تندخویش از سرعت خود بکاهد و بخت به او روی آورد. او توصیه میکند که برای عبور از سختیهای زندگی، باید از عهدهای سست و سخنان تند دوری کرد.
در پایان، حافظ به این نکته اشاره میکند که اگر مرادها همیشه برآورده میشد، حتی جمشید نیز از تخت خود پایین نمیآمد، اما زندگی پر از فراز و نشیب است و باید با آن کنار آمد.
غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی
واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.



