هزار شکر که دیدم به کام خویشت باز-همراه با معنی و تفسیر - ادبستان شعر پارسی ❤️

هزار شکر که دیدم به کام خویشت باز-همراه با معنی و تفسیر

هزار شکر که دیدم به کام خویشت باز


حافظ-غزل شماره 258

 

هزار شکر که دیدم به کام خویشت باز

ز روی صدق و صفا گشته با دلم دمساز

روندگان طریقت ره بلا سپرند

رفیق عشق چه غم دارد از نشیب و فراز

غم حبیب نهان به ز گفت و گوی رقیب

که نیست سینه ارباب کینه محرم راز

اگر چه حسن تو از عشق غیر مستغنی ست

من آن نی ام که از این عشقبازی آیم باز

چه گویمت که ز سوز درون چه می‌بینم

ز اشک پرس حکایت که من نی ام غمّاز

چه فتنه بود که مشّاطه ی قضا انگیخت

که کرد نرگس مستش سیه به سرمه ی ناز

بدین سپاس که مجلس منوّر است به دوست

گرت چو شمع جفایی رسد بسوز و بساز

غرض کرشمه ی حسن است ور نه حاجت نیست

جمال دولت محمود را به زلف ایاز

غزل سرایی ناهید صرفه‌ای نبرد

در آن مقام که حافظ برآورد آواز


معنی بیت های نخستین

۱. هزار شکر که دیدم به کام خویشت باز / ز روی صدق و صفا گشته با دلم دمساز:
حافظ می‌گوید: هزاران شکر که دوباره به کام خود رسیدم و با صداقت و صفا با دلم همراه و همدل شدم. او تأکید می‌کند که بازگشت به خود و همدلی با دل، نتیجه‌ی صداقت و پاکی است. این بیت نشان‌دهنده‌ی شکرگزاری حافظ از بازگشت به خود و همدلی با دلش است.

۲. روندگان طریقت ره بلا سپرند / رفیق عشق چه غم دارد از نشیب و فراز:
حافظ می‌گوید: روندگان راه طریقت (عارفان) راه بلا (رنج و سختی) را می‌پیمایند. او تأکید می‌کند که رفیق عشق (عاشق) از نشیب و فراز (پستی و بلندی‌ها) نمی‌ترسد. این بیت نشان‌دهنده‌ی مقاومت عاشقان در برابر مشکلات راه عشق است.

۳. غم حبیب نهان به ز گفت و گوی رقیب / که نیست سینه ارباب کینه محرم راز:
حافظ می‌گوید: غم حبیب (معشوق) پنهان بهتر از گفت‌و‌گوی رقیب (حسود) است، چرا که سینه‌ی ارباب کینه (دشمنان) محرم راز (رازدار) نیست. او تأکید می‌کند که درد عشق بهتر از حرف‌های حسودان است. این بیت نشان‌دهنده‌ی بی‌اعتنایی حافظ به حرف‌های دشمنان است.

۴. اگر چه حسن تو از عشق غیر مستغنی ست / من آن نی ام که از این عشقبازی آیم باز:
حافظ می‌گوید: اگرچه زیبایی تو از عشق دیگران بی‌نیاز است، من کسی نیستم که از این عشق‌بازی دست بکشم. او تأکید می‌کند که عشق او به معشوق آن‌قدر قوی است که نمی‌تواند از آن دست بکشد. این بیت نشان‌دهنده‌ی عشق عمیق حافظ به معشوق است.

معنی بیت های پایانی

۵. چه گویمت که ز سوز درون چه می‌بینم / ز اشک پرس حکایت که من نی ام غمّاز:
حافظ می‌گوید: چه بگویم که از سوز درون (درد دل) چه می‌بینم؟ از اشک‌هایم بپرس، چرا که من غم‌گزار (افشاکننده‌ی راز) نیستم. او تأکید می‌کند که درد دلش را تنها اشک‌هایش می‌توانند بیان کنند. این بیت نشان‌دهنده‌ی عمق درد و رنج حافظ است.

۶. چه فتنه بود که مشّاطه ی قضا انگیخت / که کرد نرگس مستش سیه به سرمه ی ناز:
حافظ می‌گوید: چه فتنه‌ای بود که مشاطه‌ی قضا (تقدیر) به پا کرد و نرگس مست (چشمان معشوق) را با سرمه‌ی ناز (غرور) سیاه کرد؟ او تأکید می‌کند که زیبایی معشوق آن‌قدر فتنه‌انگیز است که گویی تقدیر آن را رقم زده است. این بیت نشان‌دهنده‌ی تأثیر زیبایی معشوق بر حافظ است.

۷. بدین سپاس که مجلس منوّر است به دوست / گرت چو شمع جفایی رسد بسوز و بساز:
حافظ می‌گوید: به این سپاس که مجلس با حضور دوست (معشوق) منوّر است. او تأکید می‌کند که اگر جفایی مانند شمع به تو رسید، بسوز و تحمل کن. این بیت نشان‌دهنده‌ی اهمیت حضور معشوق در زندگی و تحمل رنج‌های عشق است.

۸. غرض کرشمه ی حسن است ور نه حاجت نیست / جمال دولت محمود را به زلف ایاز:
حافظ می‌گوید: هدف کرشمه‌ی حسن (زیبایی) است، وگرنه نیازی به زلف ایاز (نماد زیبایی) نیست. او تأکید می‌کند که زیبایی معشوق هدف اصلی است و زلف ایاز تنها نمادی از آن است. این بیت نشان‌دهنده‌ی اهمیت زیبایی معشوق در زندگی حافظ است.

۹. غزل سرایی ناهید صرفه‌ای نبرد / در آن مقام که حافظ برآورد آواز:
حافظ می‌گوید: غزل‌سرایی ناهید (الهه‌ی شعر و موسیقی) در مقامی که حافظ آواز برآورد، سودی ندارد. او تأکید می‌کند که شعر و موسیقی او آن‌قدر قوی است که حتی الهه‌ی شعر نیز نمی‌تواند با آن رقابت کند. این بیت نشان‌دهنده‌ی اعتماد به نفس حافظ در شعر و هنر است.


تفسیر شعر

حافظ با شکرگزاری از وصال معشوق، از همدلی و صمیمیتی که بین آنها ایجاد شده سخن می‌گوید. او اشاره می‌کند که عاشقان راه عشق، از سختی‌ها و ناهمواری‌های این مسیر هراسی ندارند و رفیق عشق، از نشیب و فراز زندگی نمی‌هراسد. حافظ تأکید می‌کند که غم عشق بهتر از گفت‌وگوهای رقیبان حسود است، زیرا سینه‌های آنان از راز عشق بی‌بهره است. او با افتخار بیان می‌کند که هرگز از عشق معشوق دست نخواهد کشید، حتی اگر زیبایی معشوق از عشق او بی‌نیاز باشد.

در پایان، حافظ به زیبایی و فتنه‌انگیزی معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که جمال او به‌تنهایی کافی است و نیازی به زلف‌های پیچیده ندارد. او با تواضع می‌گوید که در مقام شعر و غزل، هیچ‌کس به پای او نمی‌رسد.


غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی

واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤