ای همه شکل تو مطبوع و همه جای تو خوش

حافظ-غزل شماره 287
ای همه شکل تو مطبوع و همه جای تو خوش
دلم از عشوه ی شیرین شکرخای تو خوش
همچو گلبرگ طری هست وجود تو لطیف
همچو سرو چمن خلد سراپای تو خوش
شیوه و ناز تو شیرین ، خط و خال تو ملیح
چشم و ابروی تو زیبا ، قد و بالای تو خوش
هم گلستان خیالم ز تو پر نقش و نگار
هم مشام دلم از زلف سمن سای تو خوش
در ره عشق که از سیل بلا نیست گذار
کردهام خاطر خود را به تمنای تو خوش
شکر چشم تو چه گویم که بدان بیماری
میکند درد مرا از رخ زیبای تو خوش
در بیابان طلب گر چه ز هر سو خطری ست
میرود حافظ بیدل به تولّای تو خوش
معنی بیت های نخستین
۱. ای همه شکل تو مطبوع و همه جای تو خوش / دلم از عشوه ی شیرین شکرخای تو خوش
حافظ خطاب به معشوق میگوید که همهی شکل و ظاهر او زیبا و دوستداشتنی است و دلش از عشوهها و شیرینزبانیهای معشوق خوشحال است.
۲. همچو گلبرگ طری هست وجود تو لطیف / همچو سرو چمن خلد سراپای تو خوش
حافظ وجود معشوق را لطیف و نازک مانند گلبرگ توصیف میکند و میگوید که تمام وجود او مانند سروی در بهشت، زیبا و خوشمنظر است.
۳. شیوه و ناز تو شیرین ، خط و خال تو ملیح / چشم و ابروی تو زیبا ، قد و بالای تو خوش
حافظ از شیوهی ناز و شیرینزبانی معشوق، خط و خال زیبای او، چشمها و ابروهای جذابش، و قد و بالای خوشترکیب او ستایش میکند.
معنی بیت های پایانی
۴. هم گلستان خیالم ز تو پر نقش و نگار / هم مشام دلم از زلف سمن سای تو خوش
حافظ میگوید که خیالهایش از معشوق پر از نقش و نگار است و بوی زلف معشوق مانند گل سمن، مشام دلش را خوش میکند.
۵. در ره عشق که از سیل بلا نیست گذار / کردهام خاطر خود را به تمنای تو خوش
حافظ میگوید که در راه عشق، که پر از خطر و بلاست، خاطر خود را با آرزوی رسیدن به معشوق خوش نگه داشته است.
۶. شکر چشم تو چه گویم که بدان بیماری / میکند درد مرا از رخ زیبای تو خوش
حافظ از چشمهای معشوق که مانند شکر شیرین است، سخن میگوید و میگوید که درد عشق او را با دیدن چهرهی زیبای معشوق، خوش میشود.
۷. در بیابان طلب گر چه ز هر سو خطری ست / میرود حافظ بیدل به تولّای تو خوش
حافظ میگوید که در بیابان طلب و جستوجو، هرچند از هر سو خطرهایی وجود دارد، اما او با توکل بر معشوق، خوش و بیدل به راه خود ادامه میدهد.
تفسیر شعر
حافظ در این شعر با زبانی شیوا و عاشقانه، زیباییهای معشوق را ستایش میکند و از هر جزئیات وجود او لذت میبرد. او معشوق را همچون گلبرگ لطیف و سروی سرسبز میستاید و شیوههای دلربایی، خط و خال، چشم و ابرو، و قامت بلندش را تحسین میکند. حافظ بیان میکند که وجود معشوق، گلستان خیالش را پر از نقش و نگار کرده و بوی زلفش، مشام دلش را خوشبو ساخته است. او در راه عشق، با وجود خطرات و سختیها، خاطر خود را به امید وصال معشوق آرام میدهد و حتی دردهایش را با نگاه و زیبایی معشوق تسکین میبخشد.
در پایان، حافظ با توکل به معشوق، در بیابان طلب با شوق و امید به پیش میرود و از هر خطری نمیهراسد.
غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی
واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.



