اگر به باده ی مشکین دلم کشد شاید-همراه با معنی و تفسیر - ادبستان شعر پارسی ❤️

اگر به باده ی مشکین دلم کشد شاید-همراه با معنی و تفسیر

اگر به باده ی مشکین دلم کشد شاید


حافظ-غزل شماره 230

 

اگر به باده ی مشکین دلم کشد شاید

که بوی خیر ز زهد ریا نمی‌آید

جهانیان همه گر منع من کنند از عشق

من آن کنم که خداوندگار فرماید

طمع ز فیض کرامت مبر که خلق کریم

گنه ببخشد و بر عاشقان ببخشاید

مقیم حلقه ی ذکر است دل بدان امید

که حلقه‌ای ز سر زلف یار بگشاید

تو را که حسن خداداده هست و حجله ی بخت

چه حاجت است که مشّاطه‌ات بیاراید

چمن خوش است و هوا دلکش است و می بی‌غش

کنون به جز دل خوش هیچ در نمی‌باید

جمیله‌ای ست عروس جهان ولی هش دار

که این مخدره در عقد کس نمی‌آید

به لابه گفتمش ای ماهرخ چه باشد اگر

به یک شکر ز تو دلخسته‌ای بیاساید

به خنده گفت که حافظ خدای را مپسند

که بوسه ی تو رخ ماه را بیالاید

 


معنی بیت های نخستین

۱. اگر به باده ی مشکین دلم کشد شاید / که بوی خیر ز زهد ریا نمی‌آید:
اگر دلم به باده‌ی مشکین (شراب خوشبو) تمایل پیدا کند، شاید این کار درست باشد. چون از زهد ریایی و تظاهر به پرهیزکاری، بوی خیر و خوبی به مشام نمی‌رسد. حافظ در این بیت به نقد زهد ریاکارانه می‌پردازد. او بیان می‌کند که ریا و تظاهر به پرهیزکاری، ارزشی ندارد. تمایل به شراب می‌تواند نمادی از رهایی از قید و بندهای ریاکارانه باشد. این بیت نشان‌دهنده‌ی نگاه حافظ به صداقت و دوری از ریا است.

۲. جهانیان همه گر منع من کنند از عشق / من آن کنم که خداوندگار فرماید:
اگر همه‌ی مردم جهان مرا از عشق بازدارند، من تنها کاری را انجام می‌دهم که خداوند دستور داده است. حافظ در این بیت بر اهمیت پیروی از فرمان الهی تأکید می‌کند. او عشق را فرمان خدا می‌داند و از آن پیروی می‌کند. این بیت نشان‌دهنده‌ی ایمان و تسلیم حافظ در برابر اراده‌ی الهی است. حافظ عشق را بالاتر از خواست و نظر مردم می‌داند.

۳. طمع ز فیض کرامت مبر که خلق کریم / گنه ببخشد و بر عاشقان ببخشاید:
از بخشش و کرامت خداوند طمع نداشته باش، چون او بخشنده است و گناهان را می‌بخشد و بر عاشقان رحم می‌کند. حافظ در این بیت به بخشندگی و رحمت بی‌پایان خداوند اشاره می‌کند. او از مخاطب می‌خواهد که به رحمت خداوند امیدوار باشد. این بیت نشان‌دهنده‌ی نگاه حافظ به لطف و مهربانی الهی است. حافظ به مخاطب یادآوری می‌کند که خداوند همیشه بخشنده است.

معنی بیت های میانی

۴. مقیم حلقه ی ذکر است دل بدان امید / که حلقه‌ای ز سر زلف یار بگشاید:
دل من در حلقه‌ی ذکر و یاد خداوند مانده است، به این امید که شاید حلقه‌ای از زلف یار (معشوق) باز شود. حافظ در این بیت به امیدواری دل به وصل معشوق اشاره می‌کند. او ذکر خدا را راهی برای رسیدن به معشوق می‌داند. این بیت نشان‌دهنده‌ی ارتباط بین عشق زمینی و عشق الهی است. حافظ از ذکر خدا به عنوان راهی برای رسیدن به معشوق استفاده می‌کند.

۵. تو را که حسن خداداده هست و حجله ی بخت / چه حاجت است که مشّاطه‌ات بیاراید:
تو که زیبایی‌ات را خداوند به تو داده‌ای و بخت با تو یار است، چه نیازی است که آرایشگرت تو را بیاراید؟ حافظ در این بیت به زیبایی ذاتی معشوق اشاره می‌کند. او بیان می‌کند که زیبایی واقعی نیاز به آرایش ندارد. این بیت نشان‌دهنده‌ی نگاه حافظ به زیبایی طبیعی و خدادادی است. حافظ از معشوق می‌خواهد که به زیبایی ذاتی خود افتخار کند.

۶. چمن خوش است و هوا دلکش است و می بی‌غش / کنون به جز دل خوش هیچ در نمی‌باید:
چمن زیبا است و هوا دل‌نواز و شراب خالص است، اکنون هیچ چیز جز دلی شاد و خوش لازم نیست. حافظ در این بیت به زیبایی طبیعت و لذت زندگی اشاره می‌کند. او از مخاطب می‌خواهد که از لحظات لذت ببرد و شاد باشد. این بیت نشان‌دهنده‌ی نگاه حافظ به زندگی و شادی است. حافظ به مخاطب یادآوری می‌کند که شادی واقعی در دل است.

معنی بیت های پایانی

۷. جمیله‌ای ست عروس جهان ولی هش دار / که این مخدره در عقد کس نمی‌آید:
معشوق مانند عروسی زیبا در جهان است، اما هشدار که این عروس زیبا به عقد کسی درنمی‌آید. حافظ در این بیت به زیبایی و دست‌نیافتنی بودن معشوق اشاره می‌کند. او از مخاطب می‌خواهد که بداند معشوق همیشه دور از دسترس است. این بیت نشان‌دهنده‌ی نگاه حافظ به عشق و معشوق است. حافظ به مخاطب یادآوری می‌کند که معشوق همیشه آرزویی دست‌نیافتنی است.

۸. به لابه گفتمش ای ماهرخ چه باشد اگر / به یک شکر ز تو دلخسته‌ای بیاساید:
با التماس به معشوق گفتم: ای ماه‌رخ (زیبارو)، چه می‌شود اگر با یک لبخند، دلی شکسته را آرام کنی؟ حافظ در این بیت از معشوق درخواست می‌کند که به او توجه کند. او از معشوق می‌خواهد که با یک لبخند، دلش را آرام کند. این بیت نشان‌دهنده‌ی نگاه حافظ به لطف و مهربانی معشوق است. حافظ از معشوق می‌خواهد که با کوچک‌ترین توجه، او را خوشحال کند.

۹. به خنده گفت که حافظ خدای را مپسند / که بوسه ی تو رخ ماه را بیالاید:
معشوق با خنده گفت: ای حافظ، خداوند نمی‌پسندد که بوسه‌ی تو صورت ماه‌گونه‌ی مرا بی‌آلاید. حافظ در این بیت به شوخی و طنز معشوق اشاره می‌کند. معشوق با خنده به حافظ می‌گوید که بوسه‌ی او زیبایی‌اش را خراب می‌کند. این بیت نشان‌دهنده‌ی نگاه حافظ به شوخ‌طبعی معشوق است. حافظ از معشوق می‌خواهد که به او اجازه‌ی نزدیکی بدهد.


تفسیر شعر

 


غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی

واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤