باز هشیار برون رفته و مست آمده ایم
خواجوی کرمانی – غزل شماره 642 باز هشیار برون رفته و مست آمده ایم وز می لعل لبت باده پرست آمده ایم تا ابد باز نیاییم به هوش از پی آنک مست جام لبت از عهد الست آمده ایم از درت برنتوان خاست از آن روی که ما بر سر کوی تو از بهر نشست … ادامه



