بربود دلم یک نظر از منظر او
خواجوی کرمانی – رباعی شماره 353 بربود دلم یک نظر از منظر او جان در سر دل رفت و دلم در سر او چشمم به کنار از آن گهر می بخشد کاین چیز سرشته اند در گوهر او
خواجوی کرمانی – رباعی شماره 353 بربود دلم یک نظر از منظر او جان در سر دل رفت و دلم در سر او چشمم به کنار از آن گهر می بخشد کاین چیز سرشته اند در گوهر او
خواجوی کرمانی – رباعی شماره 352 هر دم برود ز باده هوش دل من خوناب شود قدح ز جوش دل من در دیر مغان چو درد دل گویم باز ناقوس بنالد از خروش دل من
خواجوی کرمانی – رباعی شماره 351 نرگس نگر ای ماهرخ زهره جبین ماننده ی خور نموده جرم از پروین اندر قدحی ببین به دست سیمش یا از گل خیری ورقی بر نسرین
خواجوی کرمانی – رباعی شماره 350 گفتم چه خورم در طلبت گفت که خون گفتم چه بود حال دلم گفت جنون گفتم که مرا کی بکشی گفت کنون گفتم که ز دستت بجهم گفت که چون
خواجوی کرمانی – رباعی شماره 349 روزی که نه باغ بود و نی گل نه سمن یک لحظه نبود بی می آن سرو چمن او بود و من و طرف لب جوی ولیک بر طرف لب جوی نه او بود و نه من
خواجوی کرمانی – رباعی شماره 348 ای ماه رخت فزوده مهر دل من و آمیخته شور شکرت با گل من گویند که در عشق چه داری حاصل بی حاصلی است در غمت حاصل من
خواجوی کرمانی – رباعی شماره 347 ای شکل و شمایلت چو شعرم موزون وی حسن رخت چو مهر من روز افزون زنگی شکر فروش خالت مقبل هندوی عبیر سای زلفت میمون
خواجوی کرمانی – رباعی شماره 346 ای دیده ی تو آب حیا را شده عین در کوره ی اسلام تویی نقدی عین چون شد به دو نور دیده چشمت روشن آمد لقبت ز آسمان ذی النورین
خواجوی کرمانی – رباعی شماره 345 ای دل طلب درد کن و درمان بین در عالم جان نه قدم و جانان بین بگذر ز حجاب کفر و ایمان آنگاه در صورت کفر معنی ایمان بین
خواجوی کرمانی – رباعی شماره 344 ای دل دو جهان به دیده ی جان می بین پیدا بگشا دیده و پنهان می بین تا صورت جان در رخ جانان بینی در آینه ی جان رخ جانان می بین
خواجوی کرمانی – رباعی شماره 343 ای دل چو به نامه می دهی شرح جنون کلک از مژه آورد سیاهی از خون با خامه از آن رو که زبانش سیه است بسیار سخن مگو که نبود میمون
خواجوی کرمانی – رباعی شماره 342 ای پایه ی قدر تو ز ادراک برون و اقبال تو همچو ماه نو روزافزون احکام همایون امیرت فرّخ تشریف مبارک وزیرت میمون