بر خاک نظر کند چو بر ما گذرد
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 579 بر خاک نظر کند چو بر ما گذرد تا چهره ی ما به خاک ره رشک برد به زان نبود که پیش او خاک شویم تا بو که بدین طریق در ما نگرد
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 579 بر خاک نظر کند چو بر ما گذرد تا چهره ی ما به خاک ره رشک برد به زان نبود که پیش او خاک شویم تا بو که بدین طریق در ما نگرد
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 578 بر بنده بخند تا ثوابت باشد وز بنده شکر خنده جوابت باشد میگریم زار تا شرابت باشد میسوزم دل که تا کبابت باشد
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 577 بخشای بر آن بنده که خوابش نبود بخشای بر آن تشنه که آبش نبود بخشای که هر کو نکند بخشایش در پیش خدا هیچ ثوابش نبود
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 576 با هر که دمی عشق تو آمیخته شد گویی که بلا بر سر او ریخته شد منصور ز سر عشق میداد نشان حلقش به طناب غیرت آویخته شد
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 575 با سود وصال تو زیانت نرسد جانی تو که زحمتی به جانت نرسد میترساند تو را که تا هر نفسی پر دل شوی و چشم بدانت نرسد
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 574 با روی تو هیچکس ز باغ اندیشد با عشق تو از شمع و چراغ اندیشد گویند که قوت دماغ از خوابست عاشق کی شد که از دماغ اندیشد
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 573 بار دگر این خسته جگر بازآمد بیچاره به پا رفت و به سر بازآمد از شوق تو بر مثال جان های شریف سوی ملک از کوی بشر بازآمد
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 572 این واقعه را سخت بگیری شاید از کوشش عاجزانه کاری ناید از رحمت ایزدی کلیدی باید تا قفل چنین واقعه را بگشاید
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 571 این مست به بادهای دگر میگردد قرابه تهی گشت و به سر میگردد ای محتسب این مست مرا دره مزن هرچند ز پیش مستتر میگردد
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 570 این عشق به جانب دلیران گردد آهو است که او بابت شیران گردد این خانه ی عشق از امل معمور است میپنداری که بی تو ویران گردد
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 569 این طرفه که یار در دامن گنجد جان دو هزار تن در این تن گنجد در یک گندم هزار خرمن گنجد صد عالم و در چشمه ی سوزن گنجد
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 568 این صورت آدمی که درهم بستند نقشی است که در تویله ی غم بستند گه دیو گهی فرشته گاهی وحشی این خود چه طلسم است که محکم بستند