دلم، که شکوه ز بیداد دلبری دارد - ادبستان شعر پارسی % %

دلم، که شکوه ز بیداد دلبری دارد

آذر بیگدلی – غزل شماره 56

دلم، که شکوه ز بیداد دلبری دارد

ستمکشی است که یار ستمگری دارد

به آن درخت، زیان یا رب از خزان مرساد

که زیر سایه ی خود، مرغ بی پری دارد

ز شوق، دل چو کبوتر طپد به سینه مگر

سراغ نامه به بال کبوتری دارد؟

شکایت از ستمت کی کنم؟ که بسته لبم

شکایتی که ز جور تو دیگری دارد

چه خواجه ای تو؟ که هر بنده ای که مینگرم

به غیر بنده ی تو بنده پروری دارد

گرفت مهر تو تا جای در دلم، گفتم

که: بشکنم صدفی را که گوهری دارد

به راه عشق تو، گم گشت آذر، این راهی است

که هر که گم شود، امید رهبری دارد

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤