چون در دل شیرین بود از رشک شکر خون - ادبستان شعر پارسی % %

چون در دل شیرین بود از رشک شکر خون

آذر بیگدلی – غزل شماره 155

چون در دل شیرین بود از رشک شکر خون

خسرو شودش از غم فرهاد جگر خون

خون شد جگرم از غم عشق تو و امید

دارم که نگردد دلم از درد دگر خون

ناورده کبوتر ز تو گر نامه ی قتلم

میریزدش آیا ز چه هر لحظه ز پر خون؟

آذر همه شب خیزد و ریزد ز فراقت

از سینه ی تنگ آتش و از دیده ی تر خون

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤