خبرت خرابتر کرد جراحت جدایی همراه با معنی و تفسیر

خبرت خرابتر کرد جراحت جدایی

سعدی-غزل شماره 690

 

خبرت خرابتر کرد جراحت جدایی

چو خیال آب روشن که به تشنگان نمایی

تو چه ارمغانی آری که به دوستان فرستی

چه از این به ارمغانی که تو خویشتن بیایی

بشدی و دل ببردی و به دست غم سپردی

شب و روز در خیالی و ندانمت کجایی

دل خویش را بگفتم چو تو دوست می‌گرفتم

نه عجب که خوبرویان بکنند بی‌وفایی

تو جفای خود بکردی و نه من نمی‌توانم

که جفا کنم ولیکن نه تو لایق جفایی

چه کنند اگر تحمل نکنند زیردستان

تو هر آن ستم که خواهی بکنی که پادشایی

سخنی که با تو دارم به نسیم صبح گفتم

دگری نمی‌شناسم تو ببر که آشنایی

من از آن گذشتم ای یار که بشنوم نصیحت

برو ای فقیه و با ما مفروش پارسایی

تو که گفته‌ای تأمل نکنم جمال خوبان

بکنی اگر چو سعدی نظری بیازمایی

در چشم بامدادان به بهشت برگشودن

نه چنان لطیف باشد که به دوست برگشایی

 

معنی بیت‌های شعر

خبرت خرابتر کرد جراحت جدایی / چو خیال آب روشن که به تشنگان نمایی

خبر و یاد تو زخم جدایی را دردناک‌تر کرد؛ مانند نشان دادن خیال آب زلال به تشنه‌ای که فقط عطش او را بیشتر می‌کند.

تو چه ارمغانی آری که به دوستان فرستی / چه از این به ارمغانی که تو خویشتن بیایی

چه هدیه‌ای می‌توانی برای دوستانت بیاوری که از آمدن خودت بهتر باشد؟ هیچ ارمغانی برای من ارزشمندتر از این نیست که خودت نزد من بیایی.

بشدی و دل ببردی و به دست غم سپردی / شب و روز در خیالی و ندانمت کجایی

رفتی و دل مرا با خود بردی و به غم سپردی؛ شب و روز در اندیشه و خیال تو هستم، اما نمی‌دانم کجایی.

دل خویش را بگفتم چو تو دوست می‌گرفتم / نه عجب که خوبرویان بکنند بی‌وفایی

وقتی تو را به دوستی برگزیدم، به دل خود گفتم که جای شگفتی نیست اگر زیبارویان بی‌وفایی کنند.

تو جفای خود بکردی و نه من نمی‌توانم / که جفا کنم ولیکن نه تو لایق جفایی

تو در حق من ستم کردی، اما من نمی‌توانم در پاسخ به تو ستم کنم؛ زیرا تو سزاوار جفا و بدرفتاری نیستی.

چه کنند اگر تحمل نکنند زیردستان / تو هر آن ستم که خواهی بکنی که پادشایی

زیردستان چه چاره‌ای دارند جز این‌که ستم را تحمل کنند؟ تو چون پادشاهی، هر ستمی را که بخواهی می‌توانی روا داری.

سخنی که با تو دارم به نسیم صبح گفتم / دگری نمی‌شناسم تو ببر که آشنایی

راز و سخنی را که با تو داشتم به نسیم صبح گفتم؛ چون پیام‌رسان دیگری نمی‌شناسم، تو که با من آشنایی، آن را به محبوبم برسان.

من از آن گذشتم ای یار که بشنوم نصیحت / برو ای فقیه و با ما مفروش پارسایی

ای یار، من دیگر از شنیدن پند و اندرز گذشته‌ام؛ ای فقیه، برو و زهد و پرهیزکاری خود را به رخ ما نکش و بر ما نفروش.

تو که گفته‌ای تأمل نکنم جمال خوبان / بکنـی اگر چو سعدی نظری بیازمایی

تو مرا از نگریستن به زیبایی خوبرویان بازمی‌داری؛ اگر خود مانند سعدی نگاهی بیازمایی و زیبایی آنان را ببینی، چنین سخنی نخواهی گفت.

در چشم بامدادان به بهشت برگشودن / نه چنان لطیف باشد که به دوست برگشایی

صبحگاهان چشم گشودن و دیدن بهشت، به اندازه‌ی گشودن چشم و دیدن روی دوست دل‌انگیز و لطیف نیست.

مقدمه و فضای کلی

این غزل سعدی بیانگر رنج عمیق عاشق از دوری یار و بی‌خبری از اوست؛ خبری که به‌جای آرامش، زخم جدایی را تازه‌تر می‌کند. فضای شعر آمیخته با دلتنگی، انتظار و گلایه‌ای لطیف از بی‌وفایی معشوق است. سعدی در پایان، با نگاهی واقع‌بینانه، بی‌وفایی زیبارویان را امری شگفت‌انگیز نمی‌داند.


واژگان دشوار

خبرت: خبری که از تو رسیده است

خراب‌تر: پریشان‌تر و اندوهگین‌تر

جراحت: زخم

جدایی: دوری و فراق

خیال: تصور و پندار

تشنگان: کسانی که تشنه‌اند

نمایی: نشان دهی

ارمغان: هدیه و سوغات

فرستی: بفرستی

خویشتن: خود

بشدی: رفتی

ببردی: ربودی و با خود بردی

به دست غم سپردی: گرفتار اندوه کردی

در خیالی: در فکر و اندیشه‌ات هستم

ندانمت: نمی‌دانم تو را یا نمی‌دانم کجایی

خوبرویان: زیبارویان و زیبارویانِ محبوب

بی‌وفایی: وفادار نبودن و پیمان‌شکنی


نتیجه‌گیری

سعدی در این غزل از رنج جدایی، بی‌خبری و بی‌وفایی یار سخن می‌گوید و سرانجام می‌رساند که حضور خود معشوق، ارزشمندترین ارمغان برای عاشق است.


تفسیر کلی

سعدی در این غزل از رنج فراق و شدت دلتنگی برای یار سخن می‌گوید؛ خبری که از معشوق می‌رسد، به جای آرامش، زخم جدایی را تازه‌تر می‌کند. حضور خیالی یار مانند تصویر آب برای تشنه است و تنها آمدن خود او می‌تواند بهترین ارمغان برای دوستان باشد. شاعر از رفتن معشوق و گرفتار شدن دل خویش در غم و انتظار شکایت دارد و شب و روز در اندیشه اوست. در پایان نیز با نگاهی آمیخته به پذیرش و اندوه، بی‌وفایی زیبارویان را امری شگفت‌نبودنی می‌داند.


معنی این شعر با کمک هوش مصنوعی تولید و توسط تیم تحریریه سایت ویرایش و تنظیم شده است

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤