هر روز باد می‌برد از بوستان گلی همراه با معنی و تفسیر

هر روز باد می‌برد از بوستان گلی

سعدی-غزل شماره 632

 

هر روز باد می‌برد از بوستان گلی

مجروح می‌کند دل مسکین بلبلی

مألوف را به صحبت ابنای روزگار

بر جور روزگار بباید تحملی

کاین باز مرگ هر که سر از بیضه برکند

همچون کبوترش بدراند به چنگلی

ای دوست دل منه که در این تنگنای خاک

ناممکن است عافیتی بی‌تزلزلی

روییست ماه پیکر و موییست مشکبوی

هر لاله‌ای که می‌دمد از خاک و سنبلی

بالای خاک هیچ عمارت نکرده‌اند

کز وی به دیر زود نباشد تحولی

مکروه طلعتیست جهان فریبناک

هر بامداد کرده به شوخی تجملی

دی بوستان خرم و صحرای لاله‌زار

وز بانگ مرغ در چمن افتاده غلغلی

و امروز خارهای مغیلان کشیده تیغ

گویی که خود نبود درین بوستان گلی

دنیا پلیست بر گذر راه آخرت

اهل تمیز خانه نگیرند بر پلی

سعدی گر آسمان به شکر پرورد تو را

چون می‌کشد به زهر ندارد تفضلی

 

معنی بیت‌های شعر

هر روز باد می‌برد از بوستان گلی / مجروح می‌کند دل مسکین بلبلی

هر روز باد گلی را از بوستان می‌برد و دل بلبل بیچاره را زخمی و اندوهگین می‌کند.

مألوف را به صحبت ابنای روزگار / بر جور روزگار بباید تحملی

کسی که با مردم روزگار خو گرفته است، باید ستم‌ها و سختی‌های روزگار را تحمل کند.

کاین باز مرگ هر که سر از بیضه برکند / همچون کبوترش بدراند به چنگلی

زیرا مرگ، مانند باز شکاری، هر کس را که پا به عرصهٔ زندگی بگذارد، همچون کبوتر با چنگال خود می‌درد.

ای دوست دل منه که در این تنگنای خاک / ناممکن است عافیتی بی‌تزلزلی

ای دوست، در این جهان خاکی دل به آسایش و امنیت مبند؛ زیرا آسودگیِ بی‌دگرگونی و پایدار در آن ممکن نیست.

روییست ماه پیکر و موییست مشکبوی / هر لاله‌ای که می‌دمد از خاک و سنبلی

جهان ظاهری زیبا و فریبنده دارد؛ هر گل و سنبلی که از خاک می‌روید، جلوه‌ای دل‌انگیز و خوشبوست.

بالای خاک هیچ عمارت نکرده‌اند / کز وی به دیر زود نباشد تحولی

هیچ بنا و آبادانی‌ای بر روی خاک ساخته نشده که دیر یا زود دستخوش دگرگونی و ویرانی نشود.

مکروه طلعتیست جهان فریبناک / هر بامداد کرده به شوخی تجملی

این جهان فریبنده، چهره‌ای ناپسند و ناپایدار دارد؛ زیرا هر صبح از روی بازی و نیرنگ، آرایشی تازه به خود می‌گیرد.

دی بوستان خرم و صحرای لاله‌زار / وز بانگ مرغ در چمن افتاده غلغلی

تا همین دیروز بوستان شاداب و دشت پر از لاله بود و از آواز پرندگان در چمن غوغا برپا شده بود.

و امروز خارهای مغیلان کشیده تیغ / گویی که خود نبود درین بوستان گلی

اما امروز خارهای مغیلان تیغ برکشیده‌اند؛ گویی اصلاً در این بوستان گلی وجود نداشته است.

دنیا پلیست بر گذر راه آخرت / اهل تمیز خانه نگیرند بر پلی

دنیا پلی است که انسان از راه آن به آخرت می‌گذرد؛ خردمندان بر روی پل خانه و اقامتگاه دائمی نمی‌سازند.

سعدی گر آسمان به شکر پرورد تو را / چون می‌کشد به زهر ندارد تفضلی

ای سعدی، اگر آسمان گاهی تو را با شیرینی و نعمت پرورش دهد، هنگامی که با زهر و رنج نابودت می‌کند، لطف و بخششی در کار نیست.

تفسیر کلی

سعدی در این غزل با تصویر پژمردن گل و آزرده‌شدن بلبل، ناپایداری شادی‌ها و پیوستگی رنج در جهان را بیان می‌کند. او انسان را به شکیبایی در برابر جور روزگار و تحمل دشواری‌های معاشرت با مردم فرامی‌خواند. تشبیه مرگ به باز شکاری که هر موجود تازه‌متولدشده را درمی‌درد، گریزناپذیری مرگ و脆弱 بودن زندگی را برجسته می‌سازد. در پایان، شاعر هشدار می‌دهد که در این جهان خاکی، آسایش مطلق و امنیتی بی‌تزلزل دست‌یافتنی نیست و دل‌بستن افراطی به آرامش دنیا عاقلانه نخواهد بود.


واژگان دشوار

  • بوستان: باغ و گلستان
  • مجروح: زخمی و آزرده
  • مسکین: بینوا و درمانده
  • مألوف: آشنا و خوگرفته
  • صحبت: همنشینی و معاشرت
  • ابنای روزگار: مردم روزگار و هم‌عصران
  • جور: ستم و بی‌مهری
  • تحمل: شکیبایی و بردباری
  • بازِ مرگ: مرگِ درنده و شکارگر
  • بیضه: تخم پرندگان
  • سر از بیضه برکندن: از تخم بیرون آمدن و زاده شدن
  • بدراند: پاره‌پاره کند
  • چنگل: چنگال پرندگان شکاری
  • دل منه: دل مبند و امید مَبند
  • تنگنای خاک: فضای تنگ و محدودکنندهٔ دنیا یا گور
  • عافیت: سلامت، آسودگی و رهایی از رنج
  • تزلزل: ناپایداری و بی‌ثباتی


معنی این شعر با کمک هوش مصنوعی تولید و توسط تیم تحریریه سایت ویرایش و تنظیم شده است

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤