
سعدی-غزل شماره 521
چشم اگر با دوست داری گوش با دشمن مکن
تیرباران قضا را جز رضا جوشن مکن
هر که ننهادهست چون پروانه دل بر سوختن
گو حریف آتشین را طوف پیرامن مکن
جای پرهیز است در کوی شکرریزان گذشت
یا به ترک دل بگو یا چشم وا روزن مکن
کیست کاو بر ما به بیراهی گواهی میدهد
گو ببین آن روی شهرآرا و عیب من مکن
دوستان هرگز نگردانند روی از مهر دوست
نی معاذالله قیاس دوست از دشمن مکن
تا روان دارد روان دارم حدیثش بر زبان
سنگدل گوید که یاد یار سیمین تن مکن
مردن اندر کوی عشق از زندگانی خوشتر است
تا نمیری دست مهرش کوته از دامن مکن
شاهد آیینهست و هر کس را که شکلی خوب نیست
گو نگه بسیار در آیینه روشن مکن
سعدیا با ساعد سیمین نشاید پنجه کرد
گر چه بازو سخت داری زور با آهن مکن
معنی بیتهای شعر
چشم اگر با دوست داری گوش با دشمن مکن
تیرباران قضا را جز رضا جوشن مکن
اگر چشم دل به دوست داری، به سخن دشمن گوش مده؛ در برابر تیرهای تقدیر، جز رضا و خشنودی سپری در برابر خود قرار مده.
هر که ننهادهست چون پروانه دل بر سوختن
گو حریف آتشین را طوف پیرامن مکن
کسی که مانند پروانه دل به سوختن نسپرده است، به او بگو پیرامون معشوق آتشین نگردد و خود را در معرض آتش عشق قرار ندهد.
جای پرهیز است در کوی شکرریزان گذشت
یا به ترک دل بگو یا چشم وا روزن مکن
در گذشتن از کوی معشوق شیرینسخن، جای پرهیز و خویشتنداری نیست؛ یا از دل خود دست بکش یا چشم خود را به روی دیدار او باز نکن.
کیست کاو بر ما به بیراهی گواهی میدهد
گو ببین آن روی شهرآرا و عیب من مکن
چه کسی است که بر گمراهی و خطاکاری ما گواهی میدهد؟ به او بگو آن چهرهی زیبا و جهانآرا را ببین و از من عیبجویی نکن.
دوستان هرگز نگردانند روی از مهر دوست
نی معاذالله قیاس دوست از دشمن مکن
دوستان هرگز از دوستی و محبت یار روی برنمیگردانند؛ پناه بر خدا، دوست را با دشمن مقایسه نکن.
تا روان دارد روان دارم حدیثش بر زبان
سنگدل گوید که یاد یار سیمین تن مکن
تا جان در بدن دارم، یاد و وصف او را بر زبان خواهم داشت؛ اما آن سنگدل میگوید که یاد یار سیمینتن را مکن.
مردن اندر کوی عشق از زندگانی خوشتر است
تا نمیری دست مهرش کوته از دامن مکن
مردن در راه عشق از زندگی کردن بهتر است؛ تا زندهای، دست محبت او را از دامان خود کوتاه مکن و از او دست مکش.
شاهد آیینهست و هر کس را که شکلی خوب نیست
گو نگه بسیار در آیینه روشن مکن
آینه حقیقت چهره و عیب انسان را آشکار میکند؛ به کسی که چهرهی زیبایی ندارد بگو بسیار به آینهی روشن نگاه نکند.
سعدیا با ساعد سیمین نشاید پنجه کرد
گر چه بازو سخت داری زور با آهن مکن
ای سعدی، با بازوی سیمین و نیرومند معشوق درنیفت و پنجهدرپنجه نشو؛ هرچند خود را زورمند میدانی، با آهن زورآزمایی مکن.



