حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت

حافظ-غزل شماره 87
حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت
آری به اتفاق جهان میتوان گرفت
افشای راز خلوتیان خواست کرد شمع
شکر خدا که سرّ دلش در زبان گرفت
زین آتش نهفته که در سینه ی من است
خورشید شعلهای ست که در آسمان گرفت
میخواست گل که دم زند از رنگ و بوی دوست
از غیرت صبا نفسش در دهان گرفت
آسوده بر کنار چو پرگار میشدم
دوران چو نقطه عاقبتم در میان گرفت
آن روز شوق ساغر مِی خرمنم بسوخت
کآتش ز عکس عارض ساقی در آن گرفت
خواهم شدن به کوی مغان آستین فشان
زین فتنهها که دامن آخرزمان گرفت
مِی خور که هر که آخر کار جهان بدید
از غم سبک برآمد و رطل گران گرفت
بر برگ گل به خون شقایق نوشتهاند
کان کس که پخته شد می چون ارغوان گرفت
حافظ چو آب لطف ز نظم تو میچکد
حاسد چگونه نکته تواند بر آن گرفت
معنی بیت های نخستین
1. حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت / آری به اتفاق جهان میتوان گرفت:
زیبایی تو با همراهی ملاحت، جهان را تسخیر کرده است. آری، تنها با همدلی و همراهی میتوان دنیا را به دست آورد. این بیت اشاره به قدرت اتحاد دارد که چگونه حسن و ملاحت در کنار هم، حتی جهان را نیز مطیع میسازند.
2. افشای راز خلوتیان خواست کرد شمع / شکر خدا که سرّ دلش در زبان گرفت:
شمع میخواست راز خلوتنشینان را فاش کند، اما شکر خدا که اسرار دلش (ذوب شدنش) بر زبانش ماند و نگفت. این بیت به زیبایی نشان میدهد که چگونه شمع، نماد عاشقی است که در سوزش میسوزد اما رازش را فاش نمیکند.
3. زین آتش نهفته که در سینه ی من است / خورشید شعلهای ست که در آسمان گرفت:
از این آتش پنهانی که در سینه دارم، خورشید تنها شعلهای است که در آسمان گرفته است. حافظ با این تشبیه زیبا، عشق درونش را به آتشی عظیم تر از خورشید توصیف میکند.
4. میخواست گل که دم زند از رنگ و بوی دوست / از غیرت صبا نفسش در دهان گرفت:
گل میخواست از رنگ و بوی معشوق سخن بگوید، اما نسیم صبا از غیرت، نفسش را در سینه حبس کرد. این بیت به زیبایی حسادت طبیعت را نسبت به عشق انسان نشان میدهد.
5. آسوده بر کنار چو پرگار میشدم / دوران چو نقطه عاقبتم در میان گرفت:
در حالی که مانند پرگار آرام بر کنار میگردیدم، روزگار نقطه پایانم را در میان گرفت. این بیت به زیبایی ناپایداری زندگی و غافلگیری مرگ را تصویر میکند.
معنی بیت های پایانی
6. آن روز شوق ساغر مِی خرمنم بسوخت / کآتش ز عکس عارض ساقی در آن گرفت:
آن روز که شوق می، خرمن وجودم را سوزاند، روزی بود که آتش از انعکاس چهره ساقی در جام شعله ور شد. این بیت به شدت عشق و مستی ناشی از دیدار معشوق اشاره دارد.
7. خواهم شدن به کوی مغان آستین فشان / زین فتنهها که دامن آخرزمان گرفت:
میخواهم به کوی میفروشان رفته و آستین فشانم، از این آشوبهایی که دامن آخرالزمان را گرفته است. حافظ در این بیت پناه بردن به می و مستی را راه گریز از فتنههای زمانه میداند.
8. مِی خور که هر که آخر کار جهان بدید / از غم سبک برآمد و رطل گران گرفت:
می بنوش، چرا که هر کس پایان کار جهان را دید، از غم رها شد و به پیمانههای سنگین می روی آورد. این بیت اشاره به این دارد که با شناخت حقیقت جهان، تنها می تواند تسکینبخش باشد.
9. بر برگ گل به خون شقایق نوشتهاند / کان کس که پخته شد می چون ارغوان گرفت:
بر گلبرگ گل با خون شقایق نوشتهاند: “آن کس که پخته شد (به کمال رسید)، می را همچون شراب سرخ گوارا یافت.” این بیت اشاره به این دارد که تنها خردمندان میتوانند لذت واقعی را درک کنند.
10. حافظ چو آب لطف ز نظم تو میچکد / حاسد چگونه نکته تواند بر آن گرفت:
حافظا، از شعر تو همچون آب لطف میچکد، پس حسود چگونه میتواند بر آن عیب بگیرد؟ این بیت پایانبخش، نشان میدهد که شعر حافظ چنان کامل است که حتی حسودان نیز نمیتوانند عیبی در آن بیابند.
تفسیر شعر
غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی
واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.



