اَتت روائح رند الحِمی و زادَ غرامی-همراه با معنی و تفسیر - ادبستان شعر پارسی ❤️

اَتت روائح رند الحِمی و زادَ غرامی-همراه با معنی و تفسیر

اَتت روائح رند الحِمی و زادَ غرامی


حافظ-غزل شماره 469

 

اَتت روائح رند الحِمی و زادَ غرامی

فدای خاک در دوست باد جان گرامی

پیام دوست شنیدن سعادت است و سلامت

مَن المبلغ عنّی الی سُعاد سَلامی

بیا به شام غریبان و آب دیده ی من بین

به سان باده ی صافی در آبگینه شامی

اذا تغرّدَ عن ذِی الاراک طائر خیر

فلا تفرد عن روضها اَنینُ حُمامی

بسی نماند که روز فراق یار سرآید

رایتُ مِنَ هضباتِ الحمی قبابَ خیام

خوشا دمی که درآیی و گویمت به سلامت

قدمت خیر قدوم نزلت خیر مقامِ

بعدت منک و قد صرت ذائبا کهلال

اگر چه روی چو ماهت ندیده‌ام به تمامی

و ان دُعیت بخلدٍ و صرت ناقض عهدٍ

فما تطیّب نفسی و ما استطابَ مَنامی

امید هست که زودت به بخت نیک ببینم

تو شاد گشته به فرماندهی و من به غلامی

چو سلک در خوشاب است شعر نغز تو حافظ

که گاه لطف سبق می‌برد ز نظم نظامی


 معنی و تفسیر بیت های نخستین :

  1. اَتت روائح رند الحِمی و زادَ غرامی / فدای خاک در دوست باد جان گرامی:
    • شاعر می‌گوید که بوی معشوق از سرزمین حِمى (سرزمین عشق) به مشام می‌رسد و عشقش فزونی می‌یابد. او جان خود را فدای خاک درگاه معشوق می‌کند.
  2. پیام دوست شنیدن سعادت است و سلامت / مَن المبلغ عنّی الی سُعاد سَلامی:
    • شنیدن پیام دوست (معشوق) برای شاعر سعادت و سلامتی است. او از کسی می‌خواهد که سلام او را به سعاد (معشوق) برساند.
  3. بیا به شام غریبان و آب دیده ی من بین / به سان باده ی صافی در آبگینه شامی:
    • شاعر از معشوق دعوت می‌کند که به شب غریبان بیاید و اشک‌هایش را ببیند که مانند شراب صاف در جام بلورین می‌درخشد.
  4. اذا تغرّدَ عن ذِی الاراک طائر خیر / فلا تفرد عن روضها اَنینُ حُمامی:
    • شاعر می‌گوید که اگر پرنده‌ای خوش‌آواز از درخت اراک آواز خواند، ناله‌های کبوتر (نماد عاشق) نیز از باغ عشق جدا نخواهد بود.
  5. بسی نماند که روز فراق یار سرآید / رایتُ مِنَ هضباتِ الحمی قبابَ خیام:
    • شاعر امیدوار است که روز فراق به پایان برسد و خیمه‌های معشوق را در تپه‌های حِمى ببیند.

معنی و تفسیر بیت های پایانی :

  1. خوشا دمی که درآیی و گویمت به سلامت / قدمت خیر قدوم نزلت خیر مقامِ:
    • شاعر از لحظه‌ای سخن می‌گوید که معشوق وارد شود و او به او خوش‌آمد بگوید. او قدم و مکان معشوق را مبارک می‌داند.
  2. بعدت منک و قد صرت ذائبا کهلال / اگر چه روی چو ماهت ندیده‌ام به تمامی:
    • شاعر از دوری معشوق می‌گوید و بیان می‌کند که از فراق ذوب شده است، هرچند که زیبایی چهره‌ی معشوق را به طور کامل ندیده است.
  3. و ان دُعیت بخلدٍ و صرت ناقض عهدٍ / فما تطیّب نفسی و ما استطابَ مَنامی:
    • شاعر می‌گوید که حتی اگر به بهشت (خلد) دعوت شود و از عهد خود با معشوق سرپیچی کند، روحش آرام نمی‌گیرد و خوابش خوش نمی‌شود.
  4. امید هست که زودت به بخت نیک ببینم / تو شاد گشته به فرماندهی و من به غلامی:
    • شاعر امیدوار است که به زودی معشوق را با بخت نیک ببیند و معشوق در جایگاه فرماندهی باشد، در حالی که او به عنوان غلام در خدمت اوست.
  5. چو سلک در خوشاب است شعر نغز تو حافظ / که گاه لطف سبق می‌برد ز نظم نظامی:
    • در این بیت، شاعر (حافظ) شعر خود را مانند رشته‌ای در آب خوشاب (نماد زیبایی و لطافت) توصیف می‌کند و می‌گوید که گاهی لطف شعرش از نظم نظامی (شاعر بزرگ فارسی) پیشی می‌گیرد.

غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی

واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤