عمری ست تا من در طلب هر روز گامی میزنم

حافظ-غزل شماره 344
عمری ست تا من در طلب هر روز گامی میزنم
دست شفاعت هر زمان در نیکنامی میزنم
بی ماه مهرافروز خود تا بگذرانم روز خود
دامی به راهی مینهم مرغی به دامی میزنم
اورنگ کو گلچهر کو نقش وفا و مهر کو
حالی من اندر عاشقی داو تمامی میزنم
تا بو که یابم آگهی از سایه ی سرو سهی
گلبانگ عشق از هر طرف بر خوش خرامی میزنم
هر چند کان آرام دل دانم نبخشد کام دل
نقش خیالی میکشم فال دوامی میزنم
دانم سر آرد غصه را رنگین برآرد قصه را
این آه خون افشان که من هر صبح و شامی میزنم
با آنکه از وی غایبم وز می چو حافظ تایبم
در مجلس روحانیان گه گاه جامی میزنم
معنی و تفسیر بیت های نخستین:
1. عمری ست تا من در طلب هر روز گامی میزنم / دست شفاعت هر زمان در نیکنامی میزنم:
حافظ بیان میکند که سالهاست در جستوجوی حقیقت و معنا گام برمیدارد. این جستوجو میتواند اشاره به عشق الهی یا عشق زمینی باشد.او همواره در پی نیکی و شفاعت از دیگران است و تلاش میکند تا نام نیک از خود به جای بگذارد.
2. بی ماه مهرافروز خود تا بگذرانم روز خود / دامی به راهی مینهم مرغی به دامی میزنم:
حافظ از دوری معشوق (که میتواند معشوق زمینی یا خداوند باشد) سخن میگوید و بیان میکند که بدون حضور او، روزگارش را چگونه سپری میکند.او در مسیر زندگی، تلاش میکند تا به آرزوهایش برسد، حتی اگر این راه پر از دشواری و تله باشد.
3. اورنگ کو گلچهر کو نقش وفا و مهر کو / حالی من اندر عاشقی داو تمامی میزنم:
حافظ از گمشدن زیباییها، وفاداری و مهر در جهان مینالد و به دنبال آنهاست.او تمام وجودش را در راه عشق و عاشقی میگذارد و از هیچ تلاشی دریغ نمیکند.
معنی و تفسیر بیت های پایانی:
4. تا بو که یابم آگهی از سایه ی سرو سهی / گلبانگ عشق از هر طرف بر خوش خرامی میزنم:
حافظ امیدوار است که از سایهی بلند سرو (نماد زیبایی و استواری) آگاهی و آرامش پیدا کند.او در هر قدم، ندای عشق را سر میدهد و با شادی و آرامش پیش میرود.
5. هر چند کان آرام دل دانم نبخشد کام دل / نقش خیالی میکشم فال دوامی میزنم:
حافظ میداند که آرامش واقعی و رسیدن به آرزوها آسان نیست، اما همچنان تلاش میکند.او به رویاها و خیالهایش چنگ میزند و برای رسیدن به آنها تلاش میکند.
6. دانم سر آرد غصه را رنگین برآرد قصه را / این آه خون افشان که من هر صبح و شامی میزنم:
حافظ میداند که غمها و رنجها به پایان میرسند و داستان زندگی رنگین میشود.او از آههایش میگوید که هر صبح و شب میکشد و این آهها نشاندهندهی درد و رنج اوست.
7. با آنکه از وی غایبم وز می چو حافظ تایبم / در مجلس روحانیان گه گاه جامی میزنم:
حافظ از دوری معشوق مینالد و از می (شراب) که نماد مستی و شوریدگی است، توبه میکند.او گاهی در جمع عارفان و روحانیان حاضر میشود و از جام عشق و معرفت مینوشد.
غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی
واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.



