نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد-همراه با معنی و تفسیر - ادبستان شعر پارسی ❤️

نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد-همراه با معنی و تفسیر

نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد


حافظ-غزل شماره 128

 

نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد

بختم ار یار شود رختم از این جا ببرد

کو حریفی کش سرمست که پیش کرمش

عاشق سوخته دل نام تمنا ببرد

باغبانا ز خزان بی‌خبرت می‌بینم

آه از آن روز که بادت گل رعنا ببرد

رهزن دهر نخفته ست مشو ایمن از او

اگر امروز نبرده ست که فردا ببرد

در خیال این همه لعبت به هوس می‌بازم

بو که صاحب نظری نام تماشا ببرد

علم و فضلی که به چل سال دلم جمع آورد

ترسم آن نرگس مستانه به یغما ببرد

بانگ گاوی چه صدا بازدهد عشوه مخر

سامری کیست که دست از ید بیضا ببرد

جام مینایی می سدّ ره تنگدلی ست

منه از دست که سیل غمت از جا ببرد

راه عشق ار چه کمینگاه کمانداران است

هر که دانسته رود صرفه ز اعدا ببرد

حافظ ار جان طلبد غمزه ی مستانه یار

خانه از غیر بپرداز و بهل تا ببرد

 


معنی بیت های نخستین

1. نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد / بختم ار یار شود رختم از این جا ببرد:
در این شهر هیچ معشوقی نیست که دل مرا برباید، اما اگر روزی بختم یاری کند، همان یار زیبا مرا از این دنیا خواهد برد. حافظ با این بیت هم به تنهایی خود اشاره می‌کند و هم به آرزوی وصال نهایی.

2. کو حریفی کش سرمست که پیش کرمش / عاشق سوخته دل نام تمنا ببرد:
کجاست آن یار سرمست که در برابر بخشندگی‌اش، عاشق سوخته‌دل جرأت آرزو کردن داشته باشد؟ این بیت به بزرگواری معشوق و فروتنی عاشق اشاره دارد.

3. باغبانا ز خزان بی‌خبرت می‌بینم / آه از آن روز که بادت گل رعنا ببرد:
ای باغبان، می‌بینم که از وجود خزان بی‌خبری، اما وای از روزی که باد، گل زیبایت را با خود ببرد. این بیت هشداری است درباره ناپایداری زیبایی‌ها و جوانی.

4. رهزن دهر نخفته ست مشو ایمن از او / اگر امروز نبرده ست که فردا ببرد:
راهزن روزگار هرگز نخفته است، پس از او ایمن مباش؛ اگر امروز چیزی نبرده، فردا خواهد برد. حافظ در این بیت به غدار بودن دنیا اشاره می‌کند.

5. در خیال این همه لعبت به هوس می‌بازم / بو که صاحب نظری نام تماشا ببرد:
در خیال این همه معشوقان زیبا را به هوس می‌بازم، شاید صاحب نظری (معشوق حقیقی) نام تماشا (نگاه زیبا) را با خود ببرد. این بیت نشان‌دهنده جستجوی معشوق حقیقی در میان ظواهر است.

معنی بیت های پایانی

6. علم و فضلی که به چل سال دلم جمع آورد / ترسم آن نرگس مستانه به یغما ببرد:
حافظ از این می‌ترسد که چشمان مستانه معشوق، تمام علم و فضیلتی را که در چهل سال جمع کرده‌است، به یغما ببرد. این بیت قدرت جذبه معشوق را نشان می‌دهد.

7. بانگ گاوی چه صدا بازدهد عشوه مخر / سامری کیست که دست از ید بیضا ببرد:
حافظ هشدار می‌دهد: فریب ظواهر را مخور، همانطور که سامری (در داستان موسی) مردم را فریب داد. این بیت اشاره به فریبکاری برخی مدعیان دارد.

8. جام مینایی می سدّ ره تنگدلی ست / منه از دست که سیل غمت از جا ببرد:
جام شراب مانعی در برابر اندوه است، آن را از دست مده که سیل غم تو را از پای درخواهد آورد. این بیت به نقش تسکین‌بخش شراب عرفانی اشاره دارد.

9. راه عشق ار چه کمینگاه کمانداران است / هر که دانسته رود صرفه ز اعدا ببرد:
هرچند راه عشق پر از کمین دشمنان است، اما هر کس با آگاهی این راه را برود، بر دشمنان پیروز خواهد شد. این بیت بر اهمیت خردورزی در راه عشق تأکید دارد.

10. حافظ ار جان طلبد غمزه ی مستانه یار / خانه از غیر بپرداز و بهل تا ببرد:
حافظ می‌گوید: اگر معشوق با نگاه مستانه‌اش جانم را طلب کند، خانه را از غیر پاک کن و بگذار تا جانم را ببرد. این بیت اوج فداکاری عاشق در برابر معشوق را نشان می‌دهد.


تفسیر شعر

 


غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی

واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤