بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم-همراه با معنی و تفسیر - ادبستان شعر پارسی ❤️

بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم-همراه با معنی و تفسیر

بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم


حافظ-غزل شماره 345

 

بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم

زلف سنبل چه کشم عارض سوسن چه کنم

آه کز طعنه ی بدخواه ندیدم رویت

نیست چون آینه‌ام روی ز آهن چه کنم

برو ای ناصح و بر دردکشان خرده مگیر

کارفرمای قدر می‌کند این من چه کنم

برق غیرت چو چنین می‌جهد از مکمن غیب

تو بفرما که منِ سوخته خرمن چه کنم

شاه ترکان چو پسندید و به چاهم انداخت

دستگیر ار نشود لطف تهمتن چه کنم

مددی گر به چراغی نکند آتش طور

چاره ی تیره شبِ وادی ایمن چه کنم

حافظا خلد برین خانه ی موروث من است

اندر این منزل ویرانه نشیمن چه کنم


معنی و تفسیر بیت های نخستین:

1. بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم / زلف سنبل چه کشم عارض سوسن چه کنم:

حافظ خطاب به معشوق می‌گوید: «ای تو که مانند سروی روان و زیبا هستی، بدون تو چه کنم؟ حتی اگر در میان گل‌ها و باغ‌های زیبا باشم، بدون تو همه‌چیز بی‌معناست. حافظ از زیبایی‌های معشوق سخن گفته و می‌گوید: زلف‌های تو مانند سنبل و چهره‌ات مانند سوسن است. بدون تو، این زیبایی‌ها برای من چه فایده‌ای دارند؟
این بیت نشان‌دهنده‌ی عشق عمیق شاعر به معشوق است که زیبایی‌های دنیا در برابر او رنگ می‌بازند.

2. آه کز طعنه ی بدخواه ندیدم رویت / نیست چون آینه‌ام روی ز آهن چه کنم:

حافظ از بدخواهانی می‌نالد که مانع دیدار او با معشوق شده‌اند: «آه که به خاطر طعنه‌های بدخواهان، نتوانستم روی تو را ببینم.»
این بیت بیانگر درد فراق و رنجی است که شاعر از دوری معشوق و آزار دیگران متحمل می‌شود.

حافظ خود را مانند آینه‌ای می‌داند که زنگار گرفته و نمی‌تواند تصویر معشوق را منعکس کند: من مانند آینه‌ای هستم که زنگار گرفته و نمی‌توانم روی تو را ببینم. در این حالت چه کنم؟
این بیت نشان‌دهنده‌ی ناتوانی شاعر در رسیدن به معشوق و احساس یأس اوست.

3. برو ای ناصح و بر دردکشان خرده مگیر / کارفرمای قدر می‌کند این من چه کنم:

حافظ به نصیحت‌کنندگان می‌گوید: «ای ناصح، از دردکشان (عاشقان) خرده مگیر، زیرا این دردها از سوی قدرتی بالاتر مقدر شده‌اند.»
این بیت بیانگر تسلیم شاعر در برابر تقدیر و اراده‌ی الهی است.

حافظ می‌گوید: قدرت و اراده‌ی الهی است که همه‌چیز را رقم می‌زند. من در برابر این تقدیر چه کنم؟
این بیت نشان‌دهنده‌ی تسلیم و رضایت شاعر به سرنوشت است.


معنی و تفسیر بیت های میانی:

4. برق غیرت چو چنین می‌جهد از مکمن غیب / تو بفرما که منِ سوخته خرمن چه کنم:

حافظ از غیرت و حسادت می‌گوید که مانند برق از جایگاه پنهان خود می‌جهد و او را می‌سوزاند: «غیرت مانند برقی از آسمان می‌جهد و مرا می‌سوزاند.»
این بیت بیانگر رنجی است که شاعر از حسادت و غیرت دیگران متحمل می‌شود.

حافظ از معشوق می‌خواهد که به او راهنمایی کند: «تو بگو که من، که خرمن وجودم سوخته است، چه کنم؟»
این بیت نشان‌دهنده‌ی درماندگی شاعر و درخواست راهنمایی از معشوق است.

5. شاه ترکان چو پسندید و به چاهم انداخت / دستگیر ار نشود لطف تهمتن چه کنم:

حافظ از معشوق خود که به او بی‌اعتنایی کرده است، شکایت می‌کند: شاه ترکان (معشوق) مرا به چاه انداخت. اگر دستگیرم نکند، چه کنم؟
شاه ترکان نماد معشوق است که مانند پادشاهی سخت‌گیر و بی‌رحم رفتار می‌کند.

حافظ می‌گوید: اگر معشوق دستگیرم نکند، لطف پهلوانان (تهمتن) چه فایده‌ای دارد؟
این بیت بیانگر ناامیدی شاعر از کمک دیگران است.


معنی و تفسیر بیت های پایانی:

6. مددی گر به چراغی نکند آتش طور / چاره ی تیره شبِ وادی ایمن چه کنم:

حافظ از تاریکی و سختی‌های راه زندگی می‌گوید: «اگر آتش طور (اشاره به داستان موسی و کوه طور) چراغی برای روشن کردن راهم نکند، چه کنم؟»
این بیت نشان‌دهنده‌ی جست‌و‌جوی شاعر برای یافتن نور هدایت در تاریکی‌های زندگی است.

حافظ می‌پرسد: «در این شب تاریک وادی ایمن (زندگی)، چه چاره‌ای دارم؟»
این بیت بیانگر درماندگی شاعر در برابر مشکلات زندگی است.

7. حافظا خلد برین خانه ی موروث من است / اندر این منزل ویرانه نشیمن چه کنم:

حافظ به خودش خطاب می‌کند: «ای حافظ، بهشت جایگاه موروثی توست.»

حافظ می‌پرسد: «در این دنیای ویرانه (منزل ویران) چه کنم؟»
این بیت نشان‌دهنده‌ی امید شاعر به بهشت و زندگی پس از مرگ است. و نارضایتی شاعر از دنیای فانی و جست‌و‌جوی او برای یافتن معنای زندگی است.


غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی

واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤