دی، رشته‌ای به گردنم آن شاه مهوشان - ادبستان شعر پارسی % %

دی، رشته‌ای به گردنم آن شاه مهوشان

آذر بیگدلی – غزل شماره 147

دی، رشته‌ای به گردنم آن شاه مهوشان

افگند و برد چون سگم از پی کشان‌کشان

حسرت برد رقیب به وصلم، خدای را

یک جرعه زان می ام که چشاندی به وی چشان

راهم به دیر و کعبه فتاد و نیافتم

جز دل، ز جای دیگر از آن بی‌نشان نشان

غلتان به خاک و خون من و آن سرو خوش‌خرام

رقصان میان لاله و گل مست و سرخوشان

آذر در آستان وفا جان‌فشان و یار

از وی به ناز می‌گذرد، آستین‌فشان

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤