بایگانی‌های شعر تاجیکستان - ادبستان شعر پارسی

شعری از نورعلی نورزاد

اشعار نورعلی نورزاد

شعری از نورعلی نورزاد شعری از نورعلی نورزاد از خواب می‌گریزم تا بستر پگاهی غفلت شکن صداییست چون پر پر پگاهی سبز است چشم لحظه سوی ره بشارت بی‌باکتر قدم نه از هر در پگاهی در باغ صبح روید سه‌برگه تمنّا شعر طلب نویسم بر دفتر پگاهی فکر دوام ظلمت بیرون اقتدار است هر جا … ادامه

اشعار مغفرت یوسفی

اشعار مغفرت یوسفی

اشعار مغفرت یوسفی اشعار مغفرت یوسفی شعر نخست :   باز تجلیل بهار اسـت بیا شهر ما آیینه دار است بیا راز تو داد پیامی از عشق تا که ابرو به شکار است بیا تو بیا سبک جدیدم آموز در دلم نغمه ی پار است بیا سبب رشک و ستیزت چه بود مهر در گفت … ادامه

شعری از بازار صابر

اشعار بازار صابر

شعری از بازار صابر شعری از بازار صابر باز شيري با شكر آميختند عاشقان با يكديگر آميختند روز و شب را از ميان برداشتند خواب خود را با سحر آميختند چشمها را چشمها دادند آب تا نظرها با نظر آميختند تا زبان همدگر آموختند بي زبان با همدگر آميختند دو تني يك شد، يكي گرديد … ادامه

اشعار رستم وهاب نیا

اشعار رستم وهاب نیا

اشعار رستم وهاب نیا اشعار رستم وهاب نیا شعر نخست :   مشعل دست رهروان ادب است مطلع شمس خاوران ادب است آسمان پایه ای اگر دارد شهستون زیر آسمان ادب است گله ی اختران به مرز شبان بی شبان نیست و شبان ادب است ننشاند خسی به چشم کسی سخت سوگند کهکشان ادب است … ادامه

اشعار اسکندر ختلانی

اشعار اسکندر ختلانی

اشعار اسکندر ختلانی اشعار اسکندر ختلانی شعر نخست :   در خون من غرور نیاکان نهفته است خشم و ستیز رستم دستان نهفته است در تنگنای سینه ی حسرت کشیده ام گهواره ی بصیرت مردان نهفته است خاک مرا جزیره ی خشکی گمان مبر دریای بی کران و خروشان نهفته است خالی دل مرا تو … ادامه

اشعار رستم عجمی

اشعار رستم عجمی

اشعار رستم عجمی اشعار رستم عجمی شعر نخست :   موهات بیرقی ست که وقتی وزان شوند بی شک که بادهای جهان جاودان شوند تاریخ مرده زنده کند چشم های تو با عشوه های توست که پیران جوان شوند با این کرشمه ها که تو داری دراین صدا حتی پرندگان جهان شعرخوان شوند با این … ادامه

اشعار لایق شیرعلی

اشعار لایق شیرعلی

اشعار لایق شیرعلی اشعار لایق شیرعلی شعر نخست :   ای هموطن با همدگر چون و چرا،چرا؟ کرديم بزمخانه را ماتم سرا،چرا؟  داریم یک ترانه ی شیوای سرنوشت در یک ترانه،ما و تو ناهمسُرا چرا؟  چشمه يکی ‌و بر همه لب تشنه میرسد در صد محل با هم زنی صد کوزه را چرا؟  رفتند تنگ … ادامه

اشعار گلرخسار صفی آوا

اشعار گلرخسار صفی اوا

اشعار گلرخسار صفی آوا اشعار گلرخسار صفی آوا شعر نخست :   زندگی با چشم گریان رفت،حیف روی دریا اشک توفان رفت،حیف خواب بودم بر سر زانوی وقت عمر، چون خواب پریشان رفت،حیف گلشنِ با خون دل پرورده ام جلوه گاه برف و باران رفت،حیف عطر گل در سطر باران ماند، ماند فصل گل در … ادامه

اشعار ثریا حکیم آوا

اشعار ثریا حکیم اوا

اشعار ثریا حکیم آوا اشعار ثریا حکیم آوا شعر نخست:   با نگاهت زندگی را تازه  و  تر ساختی از محبت خانه ی دل را منور ساختی وه ! چه زیبا آمدی اندر کنارم ناگهان خار سنگ  قلب ما را دُرّ و گوهر ساختی یک قدم خوشبخت بودن قسمتم را ره نبود پر ز نصرت … ادامه

اشعار اعظم خواجه اف

اشعار اعظم خواجه اف

اشعار اعظم خواجه اف اشعار اعظم خواجه اف شعر نخست:   با خویشتنم اما از خویش گریزانم من گمشده ام در خود پیدایم و پنهانم راهی که سپردم من چاهی به کران بودش افتاده به چاهم من گمگشته کنعانم در ملک کیان جستم خودرا نشدم پیدا در جمع ز خود غافل چون باد پریشانم این … ادامه

اشعار بهروز ذبیح الله

اشعار بهروز ذبیح الله

اشعار بهروز ذبیح الله اشعار بهروز ذبیح الله شعر نخست:   نام مرا ز خاطره ها خط کشیده اند از صحفه کتاب شما خط کشیده اند هرگز به یاد کس نرسم چون غریبه ها زیرا که در زمین و هوا خط کشیده اند ای خطکشان، پیام مرا می بری؟ مبر نام مرا چو در همه … ادامه

اشعار فرزانه خجندی

اشعار فرزانه خجندی

اشعار فرزانه خجندی اشعار فرزانه خجندی شعر نخست :   و من دوباره به دنیا سلام می گویم به آفتاب و به دریا سلام می گویم دلم چو حجّت سرخ بهار پیش شماست به مهرِ آن گل مینا سلام می گویم بهارتر ز بهارم میان چلّه ی دی به غنچه غنچه، تمنّا سلام می گویم … ادامه