اشعار اعظم خواجه اف - ادبستان شعر پارسی ❤️

اشعار اعظم خواجه اف

اشعار اعظم خواجه اف

اشعار اعظم خواجه اف


شعر نخست:

 

با خویشتنم اما از خویش گریزانم

من گمشده ام در خود پیدایم و پنهانم

راهی که سپردم من چاهی به کران بودش

افتاده به چاهم من گمگشته کنعانم

در ملک کیان جستم خودرا نشدم پیدا

در جمع ز خود غافل چون باد پریشانم

این جا همه اهل قال، از حال همه دورند

افتاده به یک کنجی دلسرد و پشیمانم

سرکوب شد عشق دل با پنجه دلکوران،

من گوشه متروکم، یک خیطه ویرانم

رستم تو کجا خابی، آن فر کیانی کو؟

در ملک سمنگان بین من برده تورانم

 


شعر دوم:

 

ای عاشقان،ای عاشقان، نوروز عالم آمده

ایام عشق و عاشقی بر خطه ی جم آمده

خیزید،بر صحرا روید ، پیراهن از تن برکنید

شادی کنید ، شادی کنید، پایان هر غم آمده

در هستیی خود گم شوید،در کهکشان انجم شوید

شوری به پا سازید همی دریا به شبنم آمده

جام صبوحی آورید تا عقل عاقلتر شود

کین محتسب از داوری نالان و ملزم آمده

اندر رکاب این بهار یک عشف پاک و بی غشی

با نکهت بابونه ها بر قلب اعظم آمده

 


شعر سوم:

 

دیر آمدی، از قلب من چون آه بیرون می شوی

با وعده‌های بی ثمر همراه بیرون می شوی

د‌یگر مرا یاد رخت بی‌خود نمی‌سازد ز خود

چون “ماه نخشب” بی‌اثر از چاه بیرون می شوی

در کنج دل از بهر تو کاخ و  جلالی داشتم

اکنون چو کوچی‌ ها از این درگاه بیرون می شوی

گفتی که همراه منی در راه شعر و  شاعری

ناخوانده این شعر مرا، گمراه بیرون می شوی

در غلّه زار عشق تو یک خوشه بار‌آور نشد

از خرمن پرحاصلم چون کاه بیرون می شوی


اشعار سنتی – ادبستان شعر پارسی


واژگان کلیدی : اشعار نمونه شعر شاعر شعرهای شعری از یک شعر از غزل غزلیات غزل های غزلی از شاعر تاجیک تاجیکی اهل کشور تاجیکستان.

Аъзам Хучаста

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤