باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است-همراه با معنی و تفسیر - ادبستان شعر پارسی ❤️

باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است-همراه با معنی و تفسیر

باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است


حافظ-غزل شماره 39

 

باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است

شمشاد خانه پرور ما از که کمتر است

ای نازنین پسر تو چه مذهب گرفته‌ای

کت خون ما حلال تر از شیر مادر است

چون نقش غم ز دور ببینی شراب خواه

تشخیص کرده‌ایم و مداوا مقرر است

از آستان پیر مغان سر چرا کشیم

دولت در آن سرا و گشایش در آن در است

یک قصه بیش نیست غم عشق وین عجب

کز هر زبان که می‌شنوم نامکرر است

دی وعده داد وصلم و در سر شراب داشت

امروز تا چه گوید و بازش چه در سر است

شیراز و آب رکنی و این باد خوش نسیم

عیبش مکن که خال رخ هفت کشور است

فرق است از آب خضر که ظلمات جای اوست

تا آب ما که منبعش الله اکبر است

ما آبروی فقر و قناعت نمی‌بریم

با پادشه بگوی که روزی مقدر است

حافظ چه طرفه شاخ نباتی ست کلک تو

کش میوه دلپذیرتر از شهد و شکر است

 


معنی بیت های نخستین

۱. باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است / شمشاد خانه‌پرور ما از که کمتر است:
باغ من به سرو و صنوبر نیازی ندارد، زیرا شمشادِ خانه‌پرورِ من از هر درختی برتر است. حافظ با این بیت به شکوه و اصالت عشق و معنویتی که در درون خود دارد اشاره می‌کند و می‌گوید زیبایی‌های ظاهری برای او اهمیتی ندارد.

۲. ای نازنین پسر تو چه مذهب گرفته‌ای / کت خون ما حلال‌تر از شیر مادر است:
ای پسر نازنین، تو چه آیینی برگزیده‌ای که خون ما را برای خود حلال‌تر از شیر مادر می‌دانی؟ این بیت بیانگر درد و رنج عاشقی است که از بی‌وفایی معشوق شکایت دارد و از قساوت او در عین نازنین‌بودنش می‌نالد.

۳. چون نقش غم ز دور ببینی شراب خواه / تشخیص کرده‌ایم و مداوا مقرر است:
هرگاه نشانه‌ای از غم از دور دیدی، شراب بخواه، زیرا ما تشخیص داده‌ایم که درمانِ غم، همین است. حافظ در این بیت شراب را به‌عنوان تسکین‌دهنده‌ی دردهای روحی معرفی می‌کند و از تجربه‌ی خود در این زمینه سخن می‌گوید.

۴. از آستان پیر مغان سر چرا کشیم / دولت در آن سرا و گشایش در آن در است:
چرا از درِ پیر مغان سر بکشیم؟ زیرا دولت و گشایش در آن خانه است. حافظ پیر مغان را نماد دانایی و بخشندگی می‌داند و معتقد است که راه نجات و خوشبختی در نزد اوست.

۵. یک قصه بیش نیست غم عشق وین عجب / کز هر زبان که می‌شنوم نامکرر است:
داستانِ غمِ عشق فقط یکی است، اما عجیب این که هر بار که از زبان کسی می‌شنوم، تازه و تکرارنشدنی به نظر می‌رسد. حافظ به جهان‌شمولی درد عشق اشاره می‌کند که با وجود تکرار، هر بار برای عاشقان تازه و جان‌سوز است.

معنی بیت های پایانی

۶. دی وعده داد وصلم و در سر شراب داشت / امروز تا چه گوید و بازش چه در سر است:
دیروز وعده‌ی وصال داد، اما در دلش شراب بود (یعنی صادق نبود). امروز نمی‌دانم چه خواهد گفت و این بار چه نقشه‌ای در سر دارد. این بیت نشان‌دهنده‌ی بی‌اعتمادی عاشق به وعده‌های معشوق است.

۷. شیراز و آب رکنی و این باد خوش نسیم / عیبش مکن که خال رخ هفت کشور است:
شیراز و آب رکنی و این باد خوشِ نسیم را عیب مگیر، زیرا مانند خالِ رویِ زیبایی است که هفت کشور را تحت تأثیر قرار داده. حافظ در این بیت به شکوه و زیبایی شیراز اشاره می‌کند و آن را به خالی بر رخساره‌ای زیبا تشبیه می‌نماید.

۸. فرق است از آب خضر که ظلمات جای اوست / تا آب ما که منبعش الله اکبر است:
تفاوت است میان آب خضر (که در تاریکی‌ها جریان دارد) و آبِ ما که سرچشمه‌اش «الله‌اکبر» است. حافظ در این بیت به برتری عشق الهی و معنویت اشاره می‌کند که منشأ آن خداست.

۹. ما آبروی فقر و قناعت نمی‌بریم / با پادشه بگوی که روزی مقدر است:
ما آبروی فقر و قناعت را نمی‌بریم، به پادشاه بگو که روزیِ هر کس مقدّر است. حافظ در این بیت بر قناعت و توکل به خدا تأکید می‌کند و می‌گوید که انسان نباید برای رسیدن به مال دنیا، عزت نفس خود را از دست بدهد.

۱۰. حافظ چه طرفه شاخ نباتی ست کلک تو / کش میوه دلپذیرتر از شهد و شکر است:
حافظا! قلم تو چه شاخه‌ی شیرین و خوشمزه‌ای است که میوه‌اش از شهد و شکر هم دلپذیرتر است. این بیت اشاره به قدرت شعر و سخن حافظ دارد که همچون شاخه‌ای پربرکت، ثمراتی شیرین و جان‌نواز به بار می‌آورد.


تفسیر شعر

 


غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی

واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤