شعری از نورعلی نورزاد

شعری از نورعلی نورزاد
از خواب میگریزم تا بستر پگاهی
غفلت شکن صداییست چون پر پر پگاهی
سبز است چشم لحظه سوی ره بشارت
بیباکتر قدم نه از هر در پگاهی
در باغ صبح روید سهبرگه تمنّا
شعر طلب نویسم بر دفتر پگاهی
فکر دوام ظلمت بیرون اقتدار است
هر جا تجلّی ریزد از مظهر پگاهی
چشم سحر بگرید اندوه تند فرصت
خورشید خنده دارد پشت سر پگاهی
گردون به مهر شبنم رخسار گل نوازد
آیات عشق خواند پیغامبر پگاهی
تقویم دور پرواز در جدول صباح است
تا کهکشان کشاند بال و پر پگاهی
اشعار سنتی – ادبستان شعر پارسی





