قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / بایگانی برچسب: اشعار (صفحه 10)

بایگانی برچسب: اشعار

اشعار فریبا وفی

  درد جدایی از دوست از درد جدایی از رحِمِ مادر بیشتر است بچه نمی فهمد چرا از جای گرم و نرمش پرت شده بیرون اما ما می فهمیم که تنها شده ایم ! ***** گفت: چرا همه ش دنبال معنای دیگری هستی این یک دوستی ساده است آب دهانم …

توضیحات بیشتر »

اشعار پابلو نرودا

  شعر نخست: این را بدان که من دوستت دارم و دوستت ندارم. چرا که زندگانی را دو چهره است، کلام، بالی ست از سکوت، و آتش را نیمه ای ست از سرما. دوستت دارم برای آنکه دوست داشتنت را آغاز کنم تا بی کرانگی را از سر گیرم و هرگز از …

توضیحات بیشتر »

اشعار نزار قبانی

  شعر نخست: برف نگرانم نمی‌کند حصار یخ رنجم نمی‌دهد زیرا پایداری می‌کنم گاهی با شعر و گاهی با عشق… که برای گرم شدن وسیله‌ی دیگری نیست جز آنکه “دوستت بدارم” شعر دوم: دوستت دارم با تو نرد عشق نمی بازم مثل بچه ها که می گویند: “ ماهی قرمز …

توضیحات بیشتر »

اشعار ولادیمیر ناباکوف

  شعر نخست : چهل و سه چهار سالى می شد که دیگر مرا در خاطر نداشتى ناگهان بى مقدمه و بهانه به دیدنم آمدى در خواب مرا، زندگى كه رنجورم می کند امروز جزء جزئش خود خواسته و به ظرافت با تو دیدارى تدارک دیده است گرچه باز سرگرم …

توضیحات بیشتر »

اشعار ناصر ندیمی

  شعر نخست : غروب این حوالی را تو باور می کنی یا نه؟ غم و درد اهالی را تـو باور می کنی یا نه؟ تمام زندگی مان را سکـوتی تلخ پر کرده خیابان های خالی را تو باور می کنی یا نه؟ کویر داغ و بی باران ، بر …

توضیحات بیشتر »

اشعار محسن عرب خالقی

  شعر نخست : غریب هستی و جز خون تو گواهی نیست که از قبیله جُونی و کم گناهی نیست به جرم عشق،به جرم محبت مولا تو را درست گرفتند،اشتباهی نیست پی تهیه حلوای نقد پاريس اند کسی به فكر تو اصلا در این نواحی نیست تو اتکا به کسی …

توضیحات بیشتر »

اشعار فواد میر شاه ولد

  شعر نخست : به گیسوان سیاهت کلاف می گویند به شانه های بلند تو قاف می گویند نشسته دشنه ی گیسو به زیر روسریت حجاب کن به حجابت غلاف می گویند قبول کرده ام این را که عاشقت هستم به گریه های بلند اعتراف می گویند تجمعی که اساسا …

توضیحات بیشتر »

شعری از منوچهر احترامی

  مارها قورباغه ها را می خوردند و قورباغه ها غمگین بودند. قورباغه ها به لک لک ها شکایت کردند. لک لک ها مارها را خوردند و قورباغه ها شادمان شدند. لک لک ها گرسنه ماندند و شروع کردند به خوردن قورباغه ها. قورباغه ها دچار اختلاف دیدگاه شدند. عده …

توضیحات بیشتر »

اشعار سید حکیم بینش

  شعر نخست : کنار چای تلخم شعر با طنبور می چسبد هوا سرد است و یک سیگار هم بد جور می چسبد پلنگت خیره می گردد به سمتت ماه من هرشب تماشایت از این منظر چقدر از دور می چسبد گل پیراهنت زنبور ها را عاشقت کرده است و …

توضیحات بیشتر »

اشعار ولادیمیر هولان

  شعر نخست : نگاه کن بانوی من مرا گناهان بسیاری‌است که نمی‌توانی راهت را پیدا کنی از میانشان اندکی از گناهانم را تو خوب می‌شناسی آن‌ها که می‌شناسی ، همه یک گناهند و آن‌ها که راهت را گم می‌کنی در میانشان باز هم یک گناهند که تو را حیران …

توضیحات بیشتر »