بایگانی‌های هایکو و شعر کوتاه - ادبستان شعر پارسی

اشعار کوتاه حسن آذری

  بغل کن مرا چنان تنگ که هیچکس نفهمد زخم روی تن من بود یا تو ! ***** وقتی می رسم به تو می خواهم اندوهم را پنهان کنم اما مگر می توانم؟ نه هرگز نمی توانم همچون مردی که اشک دارد اما آستین ندارد. ***** این گونه که صدا می زنی مرا درخت پیر … ادامه

اشعار زری ناظم زاده

  باور نمی کنم به استقبال دستهایم نیایی وقتی خوب می دانی گندمزار دیواریست که فرو می ریزد بدون رفتار معمولی باران . ***** یک تکه ام چشم یک تکه ام انگشت یک تکه ام تن پوش توست این آینه ی شکسته بعدازمرگ نیز تورا فریاد می زند ***** آدم برفی از لبخندی کش دار … ادامه

اشعار سریا داودی حموله

  به درخت بر می گردم کلمه  پر از قناری است نصف تا را از خودم کم می کنم نیمه ی دیگرت هر که باشد یک حرف بیشتر از شنوایی ام ندارد! ***** با چراغی کهنه حروف مقبره‌ها را به رویا گذاشتم حق با گنجشک‌های بعد از ظهر است همه ی مردگان وسط زمین دفن … ادامه

اشعار فریبا وفی

  درد جدایی از دوست از درد جدایی از رحِمِ مادر بیشتر است بچه نمی فهمد چرا از جای گرم و نرمش پرت شده بیرون اما ما می فهمیم که تنها شده ایم ! ***** گفت: چرا همه ش دنبال معنای دیگری هستی این یک دوستی ساده است آب دهانم را قورت دادم “دوستی یک … ادامه

اشعار منصور خورشیدی

  شکل پرواز شد آواز میان لب های تو تا طول آشنایت معنا شود قانون پریدن از زبان تو شکل می گیرد میان رفت و آمد هجای بلند بال . ***** آبیِ ناگهان تکانم می‌ دهد دهان روز هنوز بی طلوع تو بسته مانده‌ است از چه رو می‌ ریزد در من این آبیِ از … ادامه

شعرهای کوتاه تارا محمدصالحی

  همه مدادهای رنگی ام رادر کودکی گم کرده ام حالامن مانده ام و یک مداد سیاه که با آن خورشیدی سیاه می کشم بالای آدمی سیاه رو به سوی خانه ای سیاه تر . ***** پدر برشی بلند قد بود از آسمان که در جیب های بارانی اش همیشه ابری برای باریدن داشت شبی رفت تا با لهجه آفتابی اش … ادامه

اشعار کوتاه صابر ساده

  چه خوب است تفنگ ها جای گلوله گل شلیک نمی کنند ! اگر چنین می شد زیر این همه گل خفه می شدیم ! ***** من عقده های بسیاری دارم بزرگترین آن ها نداشتن حتی یک تفنگ پلاستیکی بود مادر معتقد است همین یک قاب عکس برای خانواده کافی است . ***** برنو کهنه … ادامه

اشعار کوتاه غلامرضا کافی

   زیر همه چیز خالی شده است  حتی ابروی مردان! ***** مورچه های بهار غالبا به زمستان نمی رسند تلاش برای دیگران دل انگیزتر است  . ***** شعری که تکانت ندهد گهواره است خوابت می کند . ***** مردم از داشتن دوست خوشحالند من از دوست داشتن  . ***** ابر ابتدای باران است گریه آغاز عشق . واژگان کلیدی: اشعار غلامرضا کافی،نمونه … ادامه

اشعار حمیدرضا اقبالدوست

  این جنگ هم تمام می شود سربازهای خوش شانس می روند به زخم هایشان برسند و ژنرال ها دستور می دهند قهرمانی هایشان مکتوب شود . ***** موها مدل جدید ادکلن  مد روز فرانسه لباس‌های مارک دار خارجی می ‌پوشم گفته‌ ام دکوراسیون آپارتمان را پست مدرن طراحی کنند چقدر مدرن شده ‌ام لطفا … ادامه

اشعار کوتاه عبدالرضا قنبری

  با تو قسمت می کنم تابستان و نسیمی که می وزد از سمت تو تا رهایت نام گرفته گیسو تا رهایم کنند از بند . ***** ابرها آبستن اندوه منند دستم را بگیر ! سیل خواهد برد جالیز نگاهت را . واژگان کلیدی : اشعار عبدالرضا قنبری،نمونه شعر عبدالرضا قنبری،شاعر عبدالرضا قنبری،شعرهای عبدالرضا قنبری،شعری از … ادامه

شعرهای کوتاه سجاد سوری

  چشمان تو زمستانی است که در آن دو گرگ سیاه می ‌دوند . من از بچگی عاشق گرگ و برف بودم به من نگاه كن !!! ***** در اعماق آب در جمجه‌ ی دزد دریایی یک ماهی کوچک کوچک طلایی خانه كرده بود . واژگان کلیدی: اشعار سجاد سوری،نمونه شعر سجاد سوری،شاعر سجاد سوری،شعرهای سجاد … ادامه

اشعار کوتاه پرهام سرکشیکی

  خانه ای غمگین و دریایی شاد می شود وقتی تو را خالی از آب بیرون می کشد ماهیگیر . ***** شاعر می شوندکرکس ها وقتی پلنگ نقاشی می آموزد به بچه هایش روی پوست آهو . ***** با تمام تلخی اش گاهی زیباست لاشه ی ماده آهویی بر دوش مرد شکارچی که برای کودکانش … ادامه