قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / بایگانی برچسب: اشعار

بایگانی برچسب: اشعار

غزلی از داوری شیرازی

کی توانم صفت روی نکوی تو کنم؟ مگر آیینه شوم روی به روی تو کنم خواستم تا بگشایم گرهی زین دل تنگ هم مگر شانه شوم دست به موی تو کنم هر که را یار شدم دشمن خونخوارم گشت بختم این است،چرا شکوه ز خوی تو کنم؟ بس که از …

توضیحات بیشتر »

اشعار علی آذرشاهی

  شعر نخست :   دلم گرفته تر از ابرهای شهر شماست دراین فضای غم آلوده آفتاب کجاست ؟ سکوت منجمد کوچه های دلتنگی درانتظار غزل های عاشقانه ی ماست خبر دهید که مجنون واله  شهری هنوز خانه به دوش است و در پی لیلاست اگرچه در پی گمگشته می …

توضیحات بیشتر »

شعری از میرزا نصیر اصفهانی

  فلک را جور بی‌اندازه گشته‌ است جهان را رسم و آیین تازه گشته‌ است هَزار امروز هم ‌آواز زاغ است گل از بی ‌رونقی ‌ها خار باغ است نه خندان غنچه، نه سرو از غم آزاد نه گل خرّم، نه بلبل خاطرش شاد غم دیرینه گر در سینه داری …

توضیحات بیشتر »

شعری از حمیدرضا اکبری شروه

  زنگوله ی  گردنم می کشدم این سگ گله از من فرار می کند این پشکل بوی آدمی زاد می دهد راهم به شهر کج است چقدر فرشته های خیابانی می بینم حیف به قدم نمی رسند یا من اندازه ام نیست؟ آدم که نیستم ، نمی بینند حتی ! مردم …

توضیحات بیشتر »

غزلی از حسینعلی بیگ بیگدلی شاملو

  دیگر چه حاصل ای خضر با وضع این جهانت جز رنج جاودانی، از عمر جاودانت؟ از سخت جانی خویش، ای دل بگو به قاصد شاید که آن جفاجو،آید به امتحانت ای صید دل،فراری،زین دشت برکناری کز هر طرف سواری،باشد به قصد جانت شادم که سیل اشکم، بندد رهت دوگامی …

توضیحات بیشتر »

شعری از ابوالحسن باخرزی

  تویی واقف زکردارم کریما به جز تو نیست ستارم کریما گناهانم زحد بگذشت یارب مکن رسوا در آن دارم کریما بسی کردم جفاها بر تن خود به احسان تو اقرارم کریما به فضلت در ازل گشتم مسلمان زجمله کفر بیزارم کریما تو مگذارم به دام نفس شیطان ز قیدشان …

توضیحات بیشتر »

اشعار مجد همگر

شعر نخست:   ای چهره تو آیینه ی صنع خدایی جان گهره گشاید ز تو چون چهره گشایی آیینه همه چیز نماید به جز از جان تو هیچ به جز صورت جان می ننمایی بر دعوت من عارض تو شاهد عدل است بر روی تو خطت بدهد نیز گوایی من مهر …

توضیحات بیشتر »