یک قطعه از جلال بقایی نایینی

یک قطعه از جلال بقایی نایینی
از کنده، کرد مردک هیزم شکن سوال
کاین ناله ات به وقت شکستن ز دست کیست؟
نالی ز حدت تبر آهنین من ؟
یا من که ضربه می زنم و بازویم قویست؟
گفتا نه از توام گله باشد نه از تبر
زان دلشکسته ام که رفیقم رفیق نیست
از دسته ی دست های تو،تیغه ی تبر
گر یک برابر است،فشارش شود دویست
گر نیست نوع من همه جایی علیه من
همدست اره و تبر و تیشه بهر چیست؟
آری ز جنس خویشتنم رنج می رسد
آن سان که آدمی سبب رنج آدمی است
اشعار سنتی – ادبستان شعر پارسی
واژگان کلیدی: استاد قطعه ای پندآموز اثری از آثار شاعر اهل شهر نایین شعر شاعر نایینی اشعار نمونه شعر شاعر شعرهای شعری از یک شعر از غزل غزلیات غزل های غزلی از.





