شعری طنز از احمد علی رجایی

 

ای خر ! که بسته اند به گردونه ای تو را

واندر بهای مشت جوی بار می کشی

نام من است اشرف مخلوق و تو ز پی

نام  ” حمار یحمل اسفار ” می کشی (۱)

بهتان بس بزرگ که بر ما نهاده اند

دانم تو نیز زین سخن آزار می کشی

اشرف تویی که در پی رنج کسان نه ای

گر چه ستم ز خلق به خروار می کشی

نشنیده ام که نوع تو ریزند خون هم

نشنیده ام که کینه به هر کار می کشی

پشت از فشار  ریش و  دل از چوب کین غمین

 بار بشر بدین تن افکار می کشی

ما و تو سخره ایم در این بارگاه صنع (۲)

تنها نه بار دهر تو دشوار می کشی

من رنج می کشم تو اگر بار می بری

 من خوار می زیَم تو اگر خار می کشی

صد کوه غم بر این دل نازک نهاده اند

خرم تویی که بار به هنجار می کشی (۳)

تو نیک بخت تر که غم حال میخوری

نی رنج نامده ، نه غم پار می کشی

آزادتر ز من به زمین گام می نهی

هر دم ملامتی نه  ز اغیار می کشی

من لب ز بیم بر نتوانم گشاد و تو

فریاد ها به هر سر بازار می کشی

جانت ز دست مردم دون نیست در عذاب

هر رنج می کشی به تن زار می کشی

پایان کار اگر نگری هم تو بهتری

زان رو که بار عمر نه بسیار می کشی

افزون ز بیست سال نمانی و زان سپس

نه انتظار جنت و نه نار می کشی

در ژرفنای ملک عدم فارغ از حساب

خوش می چمی و خیمه به گلزار می کشی


واژگان دشوار : ۱- جزیی از آیه پنج سوره جمعه ((ترجمه:چارپایی بر او کتابی چند ! ))     ۲- سخره:زیردست،کسی که کار بی مزد بر او گمارده شود.     ۳- به هنجار:به اندازه


واژگان کلیدی : دکتر احمد علی رجایی بخارایی،اشعار احمد علی رجایی،نمونه شعر احمد علی رجایی،شاعر احمد علی رجایی،شعرهای احمد علی رجایی،شعری از احمد علی رجایی،یک شعر از احمد علی رجایی،شعر سنتی احمد علی رجایی،شعر با موضوع خر،شعر درباره حیوان خر،شعر با موضوع مقایسه انسان و خر،خر در نظم فارسی،خر در شعر فارسی،شعر درباره حیوان و چهارپا،شعر طنز درباره خر،شعر طنز،احمدعلی رجایی،احمد علي رجايي بخارايي.

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها