اگر کلاله مشکین ز رخ براندازی همراه با معنی و تفسیر

اگر کلاله مشکین ز رخ براندازی

سعدی-غزل شماره 615

 

اگر کلاله مشکین ز رخ براندازی

کنند در قدمت عاشقان سراندازی

اگر به رقص درآیی تو سرو سیم اندام

نظاره کن که چه مستی کنند و جانبازی

تو با چنین قد و بالا و صورت زیبا

به سرو و لاله و شمشاد و گل نپردازی

کدام باغ چو رخسار تو گلی دارد

کدام سرو کند با قدت سرافرازی

به حسن خال و بناگوش اگر نگاه کنی

نظر تو با قد و بالای خود نیندازی

غلام باد صبایم غلام باد صبا

که با کلاله جعدت همی‌کند بازی

بگوی مطرب یاران بیار زمزمه‌ای

بنال بلبل مستان که بس خوش آوازی

که گفته است که صد دل به غمزه‌ای ببری

هزار صید به یک تاختن بیندازی

ز لطف لفظ شکربار گفته سعدی

شدم غلام همه شاعران شیرازی

 

معنی بیت‌های شعر

اگر کلاله مشکین ز رخ براندازی
کنند در قدمت عاشقان سراندازی

اگر گیسوی سیاه و خوش‌بویت را از چهره کنار بزنی، عاشقان چنان شیفته و بی‌قرار می‌شوند که در پیشگاهت جان خود را فدا می‌کنند.

اگر به رقص درآیی تو سرو سیم اندام
نظاره کن که چه مستی کنند و جانبازی

ای زیباروی سروقامتِ سیم‌اندام، اگر به رقص درآیی، ببین عاشقان با دیدنت چگونه از خود بی‌خود می‌شوند و برایت جانفشانی می‌کنند.

تو با چنین قد و بالا و صورت زیبا
به سرو و لاله و شمشاد و گل نپردازی

تو با این قامت بلند و چهره‌ی زیبا، دیگر نیازی نداری خود را به سرو و لاله و شمشاد و گل مانند کنی؛ زیرا از همه‌ی آن‌ها زیباتری.

کدام باغ چو رخسار تو گلی دارد
کدام سرو کند با قدت سرافرازی

کدام باغ گلی به زیبایی چهره‌ی تو دارد و کدام سرو می‌تواند در برابر قامت بلند و زیبای تو سربلند باشد؟

به حسن خال و بناگوش اگر نگاه کنی
نظر تو با قد و بالای خود نیندازی

اگر به زیبایی خال و کنار گوش خود بنگری، چنان شیفته‌ی آن‌ها می‌شوی که دیگر به قامت و اندام خود توجهی نمی‌کنی.

غلام باد صبایم غلام باد صبا
که با کلاله جعدت همی‌کند بازی

من بنده‌ی باد صبا هستم، بنده‌ی همان نسیم سحرگاهی؛ زیرا با گیسوی پیچ‌درپیچ و خوش‌بوی تو بازی می‌کند.

بگوی مطرب یاران بیار زمزمه‌ای
بنال بلبل مستان که بس خوش آوازی

ای نوازنده، برای دوستان نغمه‌ای بنواز و ای بلبلِ سرمست، آواز سر بده؛ زیرا صدایت بسیار دلنشین و خوش‌آهنگ است.

که گفته است که صد دل به غمزه‌ای ببری
هزار صید به یک تاختن بیندازی

چه کسی گفته است که با یک ناز و اشاره‌ی چشم، صد دل را می‌بری و با یک حمله، هزار عاشق را گرفتار می‌کنی؟

ز لطف لفظ شکربار گفته سعدی
شدم غلام همه شاعران شیرازی

سعدی با سخنان شیرین و دلنشین خود چنان لطف و هنری نشان داده است که من شیفته و بنده‌ی همه‌ی شاعران شیرازی شده‌ام.

معنی این شعر با کمک هوش مصنوعی تولید و توسط تیم تحریریه سایت ویرایش و تنظیم شده است

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤