تا این دل دیوانه بود عاقله ی ما - ادبستان شعر پارسی % %

تا این دل دیوانه بود عاقله ی ما

سحاب اصفهانی – غزل شماره 29

تا این دل دیوانه بود عاقله ی ما

از طعن جنون بیهده باشد گله ی ما

آسوده غم عشق ز تنگی دو عالم

روزی که نمودند به او حوصله ی ما

شادابی دل داده به خار و خس این دشت

خونی که به هر گام چکد ز آبله ی ما

عمریست که پوییم ره کویش اگرچه

از او نبود جز قدمی فاصله ی ما

در بار، به جز عشق نداریم متاعی

ایمن بود از راهزنان قافله ی ما

بر شاه سحاب ار رسد این نظم عجب نیست

کز لعل لب یار ببخشد صله ی ما

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤