نرسد تیر تو بر پیکر من - ادبستان شعر پارسی % %

نرسد تیر تو بر پیکر من

سحاب اصفهانی – غزل شماره 274

نرسد تیر تو بر پیکر من

هست گویی به خدنگت پر من

از تو سوزی که به دل بود هنوز

می توان یافت ز خاکستر من

لب شیرین تو دارد ز عتاب

زهر در شربت جان پرور من

ساغرم گه شکند توبه و گاه

توبه ی من شکند ساغر من

گفتمش خاصیت آب حیات

چه دهد؟ گفت که خاک در من

گهر چشم من اشک است و سخن

گهر طبع سخن گستر من

هر گهر را صدفی هست سحاب

دیده و دل صدف گوهر من

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤