پیغام تو را گر همه دل بود بریدم - ادبستان شعر پارسی % %

پیغام تو را گر همه دل بود بریدم

سحاب اصفهانی – غزل شماره 257

پیغام تو را گر همه دل بود بریدم

یک بار نگفتم که ندامت نکشیدم

سنگ ستم هیچ کس این ذوق ندارد

بسیار ز هر گوشه ی دیوار پریدم

در مجلس اغیار ندانم به که بودی

هر گه سخن مهر و وفا از تو شنیدم

از بس که به امید تو هر روز نشستم

تا شام در این راه به وصلت نرسیدم

امروز ز امیدم همه آنست که گوید

روزی که ز وصل تو شود قطع امیدم

دیگر به چه امید شوم زنده به محشر؟

کم نیست سحاب آنچه به یک عمر کشیدم

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤