امید مهر به هر کس که بود جز تو گسستم

سحاب اصفهانی – غزل شماره 268

امید مهر به هر کس که بود جز تو گسستم

به صد امید وفایی که دل به مهر تو بستم

برای بستن عهدی که از نخست شکستی

چه عهدها که به عهد تو سست عهد شکستم

اگر چه نیست امیدی به عهد سست تو اما

به این خوشم که زمانی بود به دست تو دستم

تو شوق بین که به امید وعده ای که ندادی

به رهگذار تو عمری در انتظار نشستم

خوش آن زمان که کشم یک دو جام باده و گویم

به دوست راز دل خود به این بهانه که مستم

تو هر دمی به خیال جفای دیگری و من

مدام خوشدل از اینم که در خیال تو هستم

لبت چو جرعه ی صهبا رخت چو باده ی گلگون

از آن سحاب چنین جرعه‌ای و باده‌ای بپرستم

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها