
سحاب اصفهانی – غزل شماره 214
بلبل به چمن چنان کند حظ
ما راست به کویت آنچنان حظ
از لذت دامش آگهی نیست
مرغی که کند در آشیان حظ
دارد می ناب ارغوانی
یا آن رخ همچو ارغوان حظ
ما جور کشیم و تو جفا کیش
ما راست ازین تو را از آن حظ
از وصل تو دوستان نکردند
یک بار به رغم دشمنان حظ
دردا که در این زمانه دارد
نه نام نشاط و نه نشان حظ
شد بی تو سحاب پیر و از تو
یک بار نکرد ای جوان حظ



