
سحاب اصفهانی – غزل شماره 213
بهر برچیدن چو چیدند این بساط
طبع دانا زان نیابد انبساط
جان پاکان ست خاک این سرا
جسم شاهان ست خشت این رباط
با وفا الفت نیابد طبع دهر
آب و آتش را نشاید اختلاط
زانبساط اندوه چون می آورد؟
انبساط اندوه و اندوه انبساط
روح را ز اندیشه ی هجرش الم
طبع را زافسانه ی وصلش نشاط
میل رفعت خواجه را در سر هنوز
گر چه قامت کرد میل انحطاط
کیست دانی گمره اندر کیش عشق؟
هر که را پا منحرف شد زین صراط
راه عشقش بس خطر دارد سحاب
پا در این وادی منه بیاحتیاط