
هر سال
بی آنکه بدانم از روزی گذشتهام
که در آن
آخرین شعلههای آتش به سویم موج برمیدارند
و سکوت ، آشکار خواهد کرد
مسافر خستگیناپذیر را
بسان پرتو یکی ستارهی بیفروغ
آنگاه
دیگر در زندگی نخواهم دید خود را در جامهای غریب
حیران بر زمین
و نخواهم دید عشق یک زن را
بیشرمی مردان را
و خود را که مینویسم امروز پس از سه روز باران
و نمیشنوم آواز چکاوک را
و تمام خواهد شد سقوط و تعظیم
بی آنکه بدانی به چه .
برگردان : ” آزاده کامیار “
واژگان کلیدی : اشعار،نمونه شعر،شاعر،شعرهای،شعری از،یک شعر از،شعرهای ترجمه شده به پارسی،سروده های برگردان به پارسی،شاعر آمریکایی،آمریکا،کشور،ایالات متحده،دبليو اس مروين.
S. Merwin،poems،quotes









