
شعر نخست:
شعر دوم:
بندر از پنجره ی رو به بام پيدا بود
و ناقوس كليساها
بی وقفه می نواختند
تمام روز و شب ها
گاهی صدای ترن
در رخت خوابش به گوش می رسيد.
او عاشق دختری شده بود
در آپارتمان روبه رويی
با اين حال اينجا را ترک كرد
و به شهرديگری رفت.
شعر سوم:
زنان زیبا فکر میکنند
شعرهای عاشقانه ای که نوشته ام
برای آنها است
چه غم انگیز است که می دانم
شعر می نویسم تا بیکار نباشم
درخت من ،
در محله ما
اگر غیر از تو درختی بود
نمیتوانستم اینقدر دوستت داشته باشم.
اما اگر تو
به همراه ما
لی لی بازی بلد بودی
تو را بیشتر دوست میداشتم.
درخت زیبای من!
وقتی که خشک شوی
ما هم به امید خدا
به محله دیگری اسبابکشی خواهیم کرد.
“مترجم:مجتبی نهانی”
شعر پنجم:
زنان زیبا را دوست دارم ،
زنان کارگر را نیز .
اما زنان کارگر زیبا را
بیشتر دوست دارم .
واژگان کلیدی: اشعار اورهان ولی کانیک،نمونه شعر اورهان ولی کانیک،شاعر اورهان ولی کانیک،شعرهای اورهان ولی کانیک،شعری از اورهان ولی،یک شعر از اورهان ولی کانیک،شعر ترجمه شده به فارسی اورهان ولی کانیک،شعر برگردان به پارسی اورهان ولی کانیک،شاعر ترک،،شاعر اهل کشور ترکیه،شاعر ترکیه.
Orhan Veli Kanik،poems،quotes





