
شعر نخست:
رفتم و رفتم
تا آب حیات عشق را یافتم
و در چشمان هزار و یک شب
او چون کبوتری به زمین نشست
و در هوای کرخت نیمروزی به خواب رفتم.
در باغ های متروک
من پرتقال و یاس چیدم .
“برگردان:مهدیه رحمتی”
شعر دوم :
هرگز، هرگز نخواهید دانست
وقتی دیگر امیدی ندارم
آن سایه ای که محجوب کنارم دراز می کشد
چگونه از نور سرشارم میکند ؟
“برگردان:محمدرضا ربیعیان”
شعر سوم :
در سراشیب سبز جنگل
به رنگ مبلهای راحتیِ مخمل
تنها درکافه ای پرت افتاده
چرت می زنم
در نوری کم رمق
شبیه این ماه .
“برگردان:مهدیه رحمتی”
شعر چهارم :
حتی امشب هم می گذرد
این تنهایی سرگردان
سایه های لرزان سیم ترامواها
بر آسفالت خیس .
سر تاکسی رانان را می بینم
گیج خواب
خم شده بیرون از پنجره ها .
“برگردان:احمد پوری”
واژگان کلیدی:اشعار جوزپه اونگارتی،نمونه شعر جوزپه اونگارتی،شاعر جوزپه اونگارتی،شعرهای جوزپه اونگارتی،شعری از جوزپه اونگارتی،یک شعر از جوزپه اونگارتی،شعرهای ترجمه شده به فارسی جوزپه اونگارتی،سروده های برگردان به پارسی جوزپه اونگارتی،شاعر ایتالیایی،شاعر کشور ایتالیا،جوزپه اونگارتي.
Giuseppe Ungaretti،poems،quotes





