
عشق همه چیز نیست
نه آب است، نه نان
نه خوابی سبک، نه سقفی در برابر باران
نه حتی تخته ای شناور برای مردانی که زیر آب میروند
سر برمیآورند،زیر آب میروند
دوباره سر برمیآورند،زیر آب میروند
عشق نمی تواند ریهای آب آورده را غرق نفس کند
نمی تواند خون را تمیز کند
نمی تواند استخوانی شکسته را درمان کند
با این وجود چه بسیارند آدم هایی که با مرگ دست دوستی میدهند
به همان سان که میگویم، تنها برای نبود عشق
شاید که در زمانی دشوار
به زانو در آمده از درد
ناله کنان برای رهایی
آزار دیده از خواستی در ماورای قدرت تصمیم
من هم ناگزیر باشم که عشقت را بفروشم
به آرامش
یا یاد این شب را سودا کنم
با غذا
شاید…
اما فکر نمیکنم که چنین کنم !!!
“برگردان:کامیار محسنین”
واژگان کلیدی: اشعار ادنا سنت وینسنت میلی،نمونه شعر ادنا سنت وینسنت میلی،شاعر ادنا سنت وینسنت میلی،شعرهای ادنا سنت وینسنت میلی،شعری از ادنا سنت وینسنت میلی،یک شعر از ادنا سنت وینسنت میلی،شعرهای ترجمه شده به فارسی ادنا سنت وینسنت میلی،سروده های برگردان ادنا سنت وینسنت میلی،شاعر آمریکایی،شاعر اهل کشور آمریکا،شاعر ایالات متحده،شاعر زن آمریکایی،شعر شاعر آمريکايي.
Edna St. Vincent Millay،poems،quotes





