اشعار خوان گلمن،شاعر آرژانتینی

 

شعر نخست :

کلید دلت کجاست؟

نحس است آن پرنده‌ای که گذشت

با من چیزی نگفت

لرزان به خویشم وانهاد

حالا دلت کجاست؟

درختِ وحشتی می‌لرزد

و من هیچ ندارم جز چشمانی از عطش

و کوزه‌ای خالی از آب .

به زیر آواز، صداست

و زیر صدا، برگ ا‌ست

که درختش رها کرد

تا از دهانم بریزد .

“برگردان:محسن عمادی”


  شعر دوم :

شیره‌ ی آسمان

سحرگاه شهر خشمگین را تر می ‌کند

و او از میان ما دم  برمی‌کشد

ما همان‌هاییم که عشق را به راه انداخته‌ایم

تا شهر بپاید

و از عزلت جان به در برد

ما ترس را به آتش کشانده‌ایم

و چشم در چشمان درد افکنده‌ایم

پیش از آنکه این امید را در خور شویم

ما پنجره‌ها را گشایده‌ایم تا هزار‌چهره‌شان کنیم .

“برگردان:آرمین نیکنام”


واژگان کلیدی:اشعار خوان گلمن،نمونه شعر خوان گلمن،شاعر خوان گلمن،شعرهای خوان گلمن،شعری از خوان گلمن،یک شعر از خوان گلمن،اشعار ترجمه شده به فارسی خوان گلمن،شعرها برگردان به پارسی خوان گلمن،شاعر آرژانتین،شاعر کشور آرژانتین،شعر شاعر آرژانتینی،خوان خلمن،اشعار خوان خلمن.

Juan Gelman،poets،quotes،poemas

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها