
تنهایی
زلزدن از پشت شیشه ای است که به شب می رسد .
فکر کردن به خیابانی است
که آدمهایش قدم زدن را دوست میدارند
آدمهایی که به خانه میروند
و روی تخت میخوابند و چشمهایشان را میبندند،
اما خواب نمیبینند.
آدمهایی که گرمای اتاق را تاب نمیآورند
و نیمه شب از خانه بیرون می زنند .
تنهایی
دل سپردن به کسی است که دوستت نمی دارد
کسی که برای تو گُل نمیخرد هیچوقت .
کسی که برایش مهم نیست روز را
از پشت شیشههای اتاقت میبینی هر روز .
تنهایی
اضافه بودن است در خانه ای که تلفن،هیچ وقت با تو کار ندارد
خانهای که تو را نمیشناسد انگار
خانه ای که برای تو،در اتاق کوچکی خلاصه میشود
تنهایی
عقربههای ساعتی است
که تکان نخورده اند،وقتی چشم باز می کنی .
“برگردان:محسن آزرم”
واژگان کلیدی:اشعار دریتا کومو،نمونه شعر دریتا کومو،شاعر ردیتا کومو،شعرهای دریتا کومو،شعری از دریتا کومو،یک شعر از دریتا کومو،شعرهای ترجمه شده به پارسی دریتا کومو،سروده های برگردان به پارسی دریتا کومو،شاعر آلبانیایی،شاعر آلبانیائی،شاعر کشور آلبانی،شعر آلبانی،دريتا كومو.
drita como،Drita Çomo،poems،quotes،drita como poezi





