
شعر نخست:
چند دقیقه بعد از این که از اجاق گاز بیرون میآورد
یک تکهاش را به من میدهد
از شکافهای رویش بخار بلند میشود
شکر و چاشنی دارچین رویش، پخته است
اما او عینک بدبینی اش را ساعت ده صبح به چشم میزند
همه چیز عالی است
همان طور که نگاهم میکند
یک تکه پای سیب میبُرَم
و به سمت دهانم میبَرَم
و فوتش میکنم .
آشپزخانه دخترم در زمستان
چنگال میزنم به پای سیب
و به خودم میگویم که بیخیالش شوم
دخترم میگوید عاشق اوست
بدتر از این نمیشود .
“برگردان:مجتبی پورمحسن”
شعر دوم:
ترس از اینکه پلیس جلوی ماشین را بگیرد
ترس از اینکه شب خوابم ببرد
ترس از اینکه شب خوابم نبرد
ترس از طغیان گذشته
ترس از پروازِ حال
ترس از تلفنی که نصف شب زنگ بخورد
ترس از امواج الکتریکی
ترس از خدمتکاری که روی لپش خال دارد
ترس از اضطراب
ترس از شناسایی زوری جنازه ی دوستت
ترس از بی پولی
ترس از پولِ زیادی – هرچند کسی باور نمی کند –
ترس از پرونده های روانی
ترس از اینکه دیر ، ترس از اینکه زودتر از دیگران برسی
ترس از پاکتی بر روش دستخطِ بچه هام
ترس از اینکه پیش از من بمیرند و من احساس گناه کنم
ترس از زندگی با مادرم ، در این سن که هر دو پیر محسوب می شویم
ترس از پریشانی
ترس از این که روز با نوشته ای غمناک شب شود
ترس از اینکه بیدار شوم و تو رفته باشی
ترس از این که عاشق نباشم ، به اندازه کافی عاشق نباشم
ترس از مرگ
ترس از عمرِ طولانی
ترس از مرگ
این را که یکبار گفته بودم !
واژگان کلیدی: ریموند کلوی کارور جونیور،اشعار ریموند کارور،نمونه شعر ریموند کارور،شاعر ریموند کارور،شعرهای ریموند کارور،شعری از ریموند کارور،یک شعر از ریموند کارور،شعرهای ترجمه شده به فارسی ریموند کارور،سروده های برگردان به پارسی ریموند کارور،شاعر آمریکایی،شاعر ایالات متحده آمریکا،ریموند کارور نویسنده داستان کوتاه آمریکا،نویسنده ی آمریکایی،شعری از کتاب های ریموند کارور.
Raymond Carver، Raymond Clevie Carver, Jr، poem،quotes





